چرا غرب از حجاب می ترسد؟
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٢  

تمدن مادی غرب برپایه مادیت و دنیاگرایی بنا شده و چون سران و حاکمان آن دیار، شیفته قدرت و ثروت و لذت هستند، برای رسیدن به این هدف خود نیاز به مردمی مادی و جدای از معنویت دارند. از این رو تلاش می کنند مظاهر معنویت را از بین برده و اسباب غفلت و مادیت را ترویج و گسترش دهند. «تمدن غربی بر پایه ستیز با معنویت و طرد معنویت بنا شد ... این تمدن مادی و دور از معنویت هر چه پیشرفت کند، انحرافش بیشتر می شود؛ هم خود آنها و هم همه بشریت را با میوه های زهرآگین خود تلخکام می کند؛ همچنان که تا امروز کرده است...
ویران شدن کانون خانواده، سیلاب فساد جنسی و طغیان سرمایه داری افراطی، همه نتایج همان تفکیک است ... حرف نوی مکتب سیاسی امام بزرگوار ما برای دنیا این است که در همه ارکان برنامه ریزی های یک قدرت سیاسی، سیاست با معنویت و قدرت با اخلاق همراه شود و اصول اخلاقی مورد مراعات قرار گیرد.» (امام خامنه ای،14/3/1383) روشن است غرب با این حرف تازه که از اساس با مادیت بی معنویت مخالف است دشمنی کرده و راه مقابله با آن را در پیش بگیرد و با راه های گوناگون در صدد ضربه زدن به این سخن تازه باشد تا نتواند حرف خود را به گوش جهانیان برساند. مردمی که از مادی گرایی خسته شده و تشنه زلال معنویت هستند بی شک با شنیدن شمه ای از معنویت اسلام به آن رو خواهند آورد و این برای غرب خطرناک است. «امروز انسان ها در همه نقاط دنیا تقریباً : به خصوص در همین کشورهای غربی و مادی- از مادیت دلزده شده اند، دل شان برای یک معنویتی که درست هم آن معنویت را نمی شناسند، پر می زند و جوان ها سر در گم دنبال چیزی ورای این ظواهر مادی و این لذات مادی هستند که برای آنها عادی شده، دنبال معنویتند اما قدرت های اداره کننده عالم، مدیریت های اقتصادی دنیا یعنی، همین غارتگران[و] چپاولگران ... نمی گذارند ملت ها به سمت معنویت راه پیدا کنند، شوق هست، اما مانع هم هست در یک چنین دنیایی، جمهوری اسلامی...، یک هماوردطلبی بزرگ نسبت به استکبار جهانی است و فلسفه های آنها را باطل می کند...» (امام خامنه ای، 19/2/86) یکی از نشانه های بروز معنویت، حجاب اسلامی بانوان است که به شدت با مادیت تعارض دارد، چرا که یکی از راهکارهای ترویج فساد و مبارزه با معنویت استفاده ابزاری از زنان و رواج بی بندوباری بین جوانان است.
از این رو یکی از سیاست های جدی غرب مبارزه با حجاب و پوشش زنان است. تصویب قوانین ضدحجاب در کشورهای اروپایی، اذیت و آزار و گاه محاکمه و جریمه بانوان محجبه، ترویج فحشا برای مبارزه با عفت و حیا، اهدای جایزه صلح به زنان معلوم الحال و مخالف حجاب، مخالفت و سنگ اندازی برای ورزشکاران محجبه زن مسلمان و ... همه در راستای همان سیاستی است که خواهان حذف معنویت از جامعه است. چنانچه مقام معظم رهبری نیز به آن، اینگونه اشاره کرده اند: «ببینید الان چقدر خرج می کنند و زحمت می کشند، برای این که حجاب را در دنیا از بین ببرند؛ کشورهایی که خودشان را مهد آزادی هم می دانند، می بینید که چه می کنند برای مبارزه با حجاب.» (امام خامنه ای،14/7/1383)
سال های قبل ایران توسط چماقداری مانند رضا میرپنج درصدد اجرای این حرکت ضدانسانی بر آمد، اما مردم مسلمان ایران با خون دل در برابر این توطئه ایستادند. در همین رابطه امام راحل فرمود: «خدا می داند که به این ملت ایران چه گذشت در این کشف حجاب. حجاب انسانیت را پاره کردند اینها.» (صحیفه امام، ج 3، ص300) امروز نیز با استخدام برخی زنان مشهور ایرانی در سیاست یا در هنر و ورزش و ... همان سیاست را پیش گرفته اند. کشف حجاب این زنان مواجب بگیر مقابل دوربین های تلویزیونی و بازی در فیلم های مستجهن توسط برخی هنرپیشگان زن ایرانی همه برای همین هدف است. سیاستی که امروز در انقلاب اسلامی مردم مصر به گونه ای دیگر پیاده شده و روسپیان به خدمت صهیونیست در آمده تا با برهنگی خود شاید به زعم خام خللی در انقلاب اسلامی مردم به وجود آورند. ترس غرب از حجاب اسلامی بانوان و هزینه های گزاف برای مبارزه با آن نشان از قدرت معنویت حجاب دارد.
از این رو یکی از سیاست های اصلی نظام در عرصه فرهنگ ترویج حجاب و پوشش در میان زنان بوده است، گرچه در این میان پستی و بلندی های بسیاری وجود دارد و همواره با کاستی هایی قابل توجه مواجه بوده ایم، اما سیاست کلی بر مبارزه با بی بندوباری بوده است. رفتار امروز در برابر حجاب زنان نشان از این دارد این سیاست نظام، بسیار راهبردی و صحیح بوده است و یکی از نقاطی است که بر فرهنگ مادی غرب آسیب جدی وارد می کند. در این رابطه امام خامنه ای تحلیلی این گونه دارند: «تجربه های تلخی که امروز ما شاهد هستیم در غرب اتفاق می افتد، حاصل نوع نگاهی است که غرب به زن دارد و تقابلی است که خواسته است بین زن و مرد به وجود آورد. به خاطر دیدن این تجربه ها از این مسئله بیزاریم. غرب به دلیل نوع نگاهی که به زن دارد، سعی می کند به نیازهایی دامن بزند که نیازهای واقعی انسان به حساب نمی آیند. مثلاً از معنویت که نیاز واقعی و اساسی انسان است، غفلت می کند، در حالی که به نیازهای مادی می پردازد و آنها را نیازهای اصلی جلوه می دهد که به هیچ وجه این طور نیست. سال ها غرب با معنویت و مظاهر آن جنگیده است. یکی از مظاهر معنویت که غرب هیچ وقت با آن سر سازگاری نداشته و ندارد، حجاب است.» (امام خامنه ای، 18/07/1377) اولین و بارزترین شاخصه ای که حجاب و اخلاق اسلامی به دنبال می آورد رشد معنویت است. وقتی حجاب وارد میدان می شود و همه افراد جامعه به تناسب خود حجاب را رعایت می کنند مادیت کم رنگ می شود و در مقابل معنویت و ارزش های درونی انسان بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.
از این رو مقام معظم رهبری تأکید دارند: «باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه ما احیا بشود. مثلاً مسئله حجاب ، یک مسئله ارزشی است. ... ما که روی حجاب این قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک می کند تا بتواند به آن رتبه معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزش گاه های بسیار لغزنده ای که سر راهش قرار داده اند، نشود.» (امام خامنه ای، 04/10/1370)
یکی از راهبردهای مهم غرب در مبارزه با فرهنگ معنوی اسلام که امروزه در سرتاسر دنیا خواهان پیدا کرده است مبارزه با حجاب است! چنانچه حتی حجاب های حداقلی شهروندان مسلمان خود با یک روسری را هم بر نمی تابند !
به گفته مقام رهبری: «آنها با همه چیز کنار می آیند، جز با دو، سه چیز؛ یکی از آنها و شاید مهم ترینش حفظ این حالت حفاظ منضبط میان دو جنس زن و مرد است؛ یعنی خویشتن داری در مقابل چیزی که به آن آزادی جنسی گفته می شود. در مقابل این، به شدت سرسختند؛ هر کار دیگری بکنند، مهم نیست، اما این از لحاظ ارزشی غلط است؛ عکسش درست است. ما از دنیای غرب که آمدند زن بشری را در طول دوره های گذشته تا امروز این قدر مورد تحقیر قرار دادند، طلبکاریم . شما خیال کرده اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه کذایی و آن لباس های «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» و همان هایی را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما برمی دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها می خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً اینجا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل می شد.» (همان).
در وصیت نامه شهدا - این نوشته های ماندگار شهدای دفاع مقدس- پس از دفاع از ولایت و فرهنگ عاشورا شاید مهم ترین مسئله، توصیه به حجاب باشد و جالب است رویکرد شهدا به حجاب - مانند آنچه در فوق گذشت- یک مظهر معنویت برای مقابله با فرهنگ غرب است و این نشان از درک و بصیرت بالای شهدای خمینی دارد. برای نمونه چند جمله از وصیت شهدا ذکر می شود: «تو ای خواهر دینی ام! چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است از خون سرخ من کوبنده تر است.» همچنین «حفظ حجاب همچون جهاد در راه خداست.» و شهید دیگری می گوید: «از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب؛ این لباس رزم را حافظ باشند.» و یا «خواهرم! حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.» همین طور «شما خواهرانم و مادرانم! حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.» و «ای خواهرم! قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من!»
مهدى عامرى



 
۹ دی، ۹ دی، ۹ دی و ما ادریک ما۹ دی؟
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤  
شب چهارشنبه ۹ دی هشتاد و اشک مادر شهیدی داشت اشک می‌ریخت در سجده نماز شب. سجاده‌اش چفیه «مجتبی» بود. از مجتبی هیچ بازنگشت الا پلاکی و چهار تکه استخوان و وصیتنامه‌ای در ۴ خط.

۹ دی، ۹ دی، ۹ دی و ما ادریک ما۹ دی؟ تو چه می‌دانی که ۹ دی چیست؟‌شأن ۹ دی از صفحات تقویم بالاتر است. ۹ دی ترجمه عاشوراست به زبان انقلاب اسلامی. ۹ دی تجربه عاشوراست به زبان بسیجیان خامنه‌ای که می‌توان تا کربلا رفت اما با حسین بازگشت و زینب به اسیری نرود. ۹ دی،۹ دی، ۹ دی. ۹ دی اگر چه روز بود اما شب قدر انقلاب اسلامی بود و فرشته‌ها شهدایی بودند که همراه با ما ستاره‌های حضرت ماه، «این عمار» خامنه‌ای را با حضور خود لبیک گفتند. تقدیر ما را خدا در شب قدر انقلاب اسلامی خوب نوشت. ما در این شب قدر در شب قدر انقلاب اسلامی به جای قرآن صامت، قرآن ناطق را بر سر خود گذاشتیم. ۹ دی ما گفتیم؛ الهی العفو از «این عمار» و خدا ما را بخشید به آبروی شهدا. ۹ دی تجلی شهدا بود. من بودم و تو بودی و ما بودیم و مادر شهیدی و فوج فوج شهدایی که آمده بودند تا سلام ارباب بی‌کفن را به ما برسانند: «السلام علیک یا اباعبدالله». آنانکه شهدا را در ۹ دی ندیدند، چشم صورت گشوده بودند، نه چشمه بصیرت. چشم‌ها را باید شست. چفیه نمی‌آید به خواص بی‌بصیرت. چفیه را به شهدا می‌شناسند. چفیه بر دوش خامنه‌ای زیباست و آنانکه پرسه در مه می‌زنند، چه می‌دانند چفیه چیست. چه می‌دانند ۹ دی شب قدر انقلاب اسلامی است و چه می‌دانند شب را به ماه و ستاره‌ها می‌شناسند. نه، شب تاریک نیست. خفاش تاریک است و چون کور است، نه ماه را می‌بیند و نه نور ماه را. شما اگر به ماه، نگاه می‌کنید، ما به آه ماه نگاه می‌کنیم که از دست خواص بی‌بصیرت آه می‌کشد. چشم نه، نگاه را باید شست. آن چشمی که در ۹ دی حضور شهدا را ندید، «گناه» کرده است، «نگاه» نکرده است. چشم ما در ۹ دی هشتاد و اشک با اشک نگاه کرد که طرف حسابت اگر به جای بعثی‌ها، بعضی‌ها باشند، لاجرم باید خون گریه کنی. اگر در ۸ سال دفاع مقدس حنجره شهدا را بعثی‌ها بریدند، اینجا بودند بعضی‌ها که قصدشان بریدن فریاد ما بود. بعضی‌ها نمی‌خواستند چشم ما را کور کنند که در جنگ نرم در فتنه‌های پیچیده نگاه آدمی را می‌زنند. بعضی‌ها را کار با پای ما نبود؛ طمع به راه ما به ماه ما به راه پیمایی ما به ماه پیمایی ما کرده بودند. بعضی‌ها را کارشان با دست ما نبود؛ به کف العباس بیعت ما با حسین کار داشتند. بعضی‌ها می‌خواستند با پنبه سر از بدن انقلاب اسلامی جدا کنند. جمهوری اسلامی باشد اما به گونه‌ای که بود و نبودش برای آمریکا و اسرائیل هیچ فرقی نداشته باشد. جمهوری اسلامی قلابی و نه جمهوری اسلامی انقلابی. در این جنگ، بکشی متهم می‌شوی به برادرکشی. کشته شوی، چه از سپاه دوست و چه از لشکر دشمن شهید حساب می‌شوی. حرف بزنی، می‌گویند ساکت. سکوت کنی، با «این عمار» چه کنی؟ سال ۸۸ یک سال نبود. یک عمر بود برای ما و در این عمر پر از درد و غصه، این فقط ۹ دی بود که بر ما خوش گذشت. در ۹ دی دوباره ما به راه افتادیم. دوباره فریاد آشتی کرد با حنجره ما. دوباره نگاه خوش نشست به چشمان ما. دوباره زنده شدیم. ۹ دی، روز حیات دوباره ما بود. اگر خامنه‌ای گفت؛ این عمار، رهبرا! ما همه عمار. ۹ دی جلوه عمار بود… «میثم میثم عمار»… ۹ دی ما با شهدا آمدیم و پدر شهیدان کریمی عکس علی و عباس را هم آورده بود. ۹ دی ما با شهدا اما با خشم عاشورایی آمده بودیم. ما باز هم زودتر از دوربین‌های صدا و سیما رسیدیم. ما به دعوت شورای هماهنگی نیامده بودیم. از خشم آشوب عاشورا آمده بودیم. از خشم لشکریان عمر سعد که باز هم خیمه حسین را آتش زدند. «یا خیل الله ارکبی و ابشری بالجنهًْ». 

 ما در ۹ دی حرف‌مان به خامنه‌ای این بود: «والله ان قطعتموا یمینی، انی احامی ابدا عن دینی» که ما فرزندان علمدار کربلاییم. هر درس که لازم بود عباس به ما داده است. پادرمیانی خواص بی‌بصیرت همان جام زهری بود، همان امان نامه‌ای بود که ما به مولای‌مان عباس اقتدا کردیم و پاره کردیم آن نامه‌ها را آن بیانیه‌ها را. اوج ادب عباس لحظه‌ای بود که جواب سلام شمر ملعون را نداد و اوج ادب ما لحظه‌ای بود که فریب نخوردیم بعضی‌ها چقدر با امام عکس دارند. بر عکس راه امام بر خلاف جهتی که ولایت فقیه نشان می‌دهد، حرکت کنی، خواه با خمینی عکس داشته باشی خواه با آمریکا در یک قاب نشسته باشی. خواه خیر سرت نخست‌وزیر امام باشی، خواه رمز جدول جروزالیم پست. حتی «با علی در بدر بودن شرط نیست» که گفت، به «آقای ولایت مترو» گفت، به «جناب جام زهر» گفت، به «حضرت پرسه در مه» گفت، به «عالیجناب ساکت» گفت، به آنان که گم شده بود خاندان نبوت‌شان را گفت و گفت: «با علی در بدر بودن شرط نیست، ‌ای برادر نهروان در پیش روست»… نه، ما هنوز از دست «این عمار»ی که رهبر گفت، با خواص بی‌بصیرت بی‌حساب نشده‌ایم. آن احترام از روی ادبی بود که ما به احترام ولایت فقیه برای شما نگه داشتیم ولی این نوشته از روی ولایت‌پذیری عاشورایی ما نوشته شده است. پس با دقت بخوانید و بدانید ما ملت هم اگر می‌خواستیم مثل خواص بی‌بصیرت ولایت‌پذیر باشیم، «آقا» نه یک بار که هر روز و هزار بار باید می‌گفت «این عمار» که این عمار را رهبر از دست ولایت‌پذیری خنده‌دار شما گفت. ولایت‌پذیری شما قرائت جالبی است از ولایت‌پذیری. یعنی تنها گذاشتن علی نه به بهانه گرما و سرما و جنگ و نبرد که به همین بهانه ولایت‌پذیری. لابد «آقا» باید تک‌تک‌تان را جداگانه صدا می‌کرد و یکی‌یکی به شما می‌گفت «این عمار» که مطمئن می‌شدید سخن گفتن علیه سران فتنه، لال‌مانی نگرفتن در برابر سران کفر، خروج از ولایت‌پذیری نیست؟! لااقل یک هزارم حقوقی که می‌گیرید، یک‌صدم فیش‌تان دفاع کنید از نظامی که از آن حقوق می‌گیرید. اگر سیدعلی فقط مثل شما ولایت‌پذیر داشت و اگر ما، ملت ما نسل ۹ دی نبودیم، چه دور و دراز می‌شد «این عمار».

برای ولایت‌پذیری باید «بها» داد یا همین ولایت‌پذیری را هم به دیگر بهانه‌هایی که معمولا برای تنها گذاشتن علی استفاده می‌کنید، اضافه کنید؟! ولایت‌پذیری ما ادعا دارم که بسی فرق می‌کند با ولایت‌پذیری شما. ما بیگانه‌ایم با این ولایت‌پذیری. اینگونه ولایت‌پذیر بودید که لابد رهبر «خواص بی‌بصیرت»‌تان خواند و از دست‌تان «این عمار» گفت. نه جانم؛ ولایت‌پذیری ما هزینه از جان‌مان فقط نیست که بالاتر خرج از اندک آبرویی است که از صدقه سر همین ولایت فقیه به ما رسیده است که الگوی ما در ولایت‌پذیری آن بی‌بصیرتی نبود که در ۹ دی پرسه در مه زد و آن بی‌بصیرتی نبود که تنگه احد را، ولایت فقیه را به عافیت سفیه فروخت. به جای این همه هزینه کردن از «آقا» برای امور ریز و درشت دستگاه تحت مدیریت‌تان، کمی از ولایت‌پذیری خود عاشورایی هزینه کنید. اگر بگویم اسوه ما در ولایت‌پذیری فقط و فقط شهدا هستند، به چه کسی برمی‌خورد؟ بعضی‌ها از یک موبایل‌شان از تکذیب یک تماس در وقت لازم حاضر نیستند برای ولایت فقیه بگذرند؛ هیهات چون شما ولایت‌پذیری کنیم. هیهات منا ‌الذله. شهدا در ولایت‌پذیری خود ایثار داشتند؛ بیت‌المقدس را، فتح خرمشهر را به پای امام نوشتند. برای عدم‌الفتح از خودشان مایه می‌گذاشتند، نه از ولایت فقیه. شهدا در نثار ثار هم ایثار داشتند. شما را الگوی ولایت‌پذیری کیست که به جای حقیقت، مصلحت را به پای «ولایت» می‌نویسید؟ با شما باشد البته که علی تنها می‌ماند اما با شما نیست. از ۹ دی به بعد با ما است. ما حاضریم جلوتر از جسم علی و نه امر علی، سپر بلای مولا شویم و خود را به در خیمه معاویه برسانیم و علی به ما بگوید، بازگرد؛ این گفتن علی و این بازگشتن ما هزار بار بهتر از آن است که در کنار علی باشیم و با علی عکس داشته باشیم اما علی ما را محرم خود نداند و به جای ما، به چاه نخلستان بگوید «این عمار» که ولایت‌پذیری هم خطری با «آقا»ست، نه هم سفری با رهبر. الگوی ما در ولایت‌پذیری شهیدی بود در «جزیره بوارین» که لحظاتی قبل از شهادت می‌گفت: «رو ندارم به امام نگاه کنم. هنوز خط باز نشده. چیزی به امام نگویید، مبادا دلش بشکند». آهای خواص بی‌بصیرت! ما اگر می‌خواستیم مثل شما ولایت‌پذیر باشیم، مثلث جام زهر بازهم کارگر می‌افتاد و به خامنه‌ای هم مثل خمینی جام زهر می‌داد. پادرمیانی خواص بی‌بصیرت در فتنه ۸۸ جام زهر بود و ما در ۹ دی زدیم و این جام را شکستیم اما جام جم، «خواص بی‌بصیرت، مایه ننگ ملت» را پخش نکرد. لابد به رسانه ملی هم بزرگان گفته بودند که سانسور کند صدای ما را در ۹ دی؟! من از مسؤولان نظام یک خواهش دارم: «لطفا شجاعت خود را به پای ولایت بنویسید» که در جمهوری اسلامی از همه بیشتر «آقا» از رسانه ملی انتقاد کرده است. «آقا» کم از قوه قضائیه انتقاد کرده؟ نثار ثار که مال شهدا بود، لااقل در ولایت‌پذیری نظری‌تان ایثار داشته باشید که «آقا» سخن پنهانی ندارد. ما از ایشان شنیده‌ایم که میکروب سیاسی‌اند آنان که میکروب سیاسی‌اند اما نشنیده‌ایم که فعلا مصلحت نیست با سران فتنه برخورد شود. البته ما در صداقت مسؤولان تردید نداریم. نیز اقتضائات اداره مملکت سرمان می‌شود اما آنچه باعث می‌شود مخ‌مان سوت بکشد بی‌حساب و کتاب خرج کردن شما از ولایت‌فقیه است. نسل من حق دارد بگوید «بابای ما است خامنه‌ای». نسل من غرورش را به پای رهبر می‌نویسد. شب قدرش ۹ دی را به پای ولایت‌فقیه می‌نویسد. نسل من ترسو نیست اما حتی اگر هم جایی از سر مصلحت بترسد یا از سر مصلحت، شجاعانه بترسد، این ترس را به پای خودش می‌نویسد. نسل من نسل ۹ دی کی و کجا از «آقا» هزینه کرد که مثلا چون رهبر به ما نگفته بود، صبح تا ظهر عاشورا چنین و چنان کردند آشوبگران؟ نسل من نسل ۹ دی این یوم‌الله را به پای رهبر می‌نویسد. لطفا در ولایت‌پذیری از این شهدای زنده درس عبرت بگیرید و لطفاتر فرق بگذارید میان‌ شأن خود با‌ شأن رهبر که شما سرباز هستید و ‌شأن سرباز مصلحت سنجی نیست؛ یورش به دشمن است.

یک وقت سرباز علی سرداری چون مالک‌اشترنخعی است؛ آنجا امام مسلمین جوری تصمیم می‌گیرد و آن وقت که گرد حسین را کوفیان پیمان‌شکن پر کرده‌اند، آنجا رهبر جامعه اسلامی به گونه‌ای دیگر. ‌ای خوشا سربازی برای رهبر باشیم که متاثر از ولایت‌پذیری خنده‌دار ما مجبور به «این عمار» گفتن به «خواص بی‌بصیرت» نباشد. البته شک نیست که افراط نباید کرد اما افراط را شما دارید در تفریط‌تان می‌کنید با این هزینه کردن‌های بی‌خود از ولایت. شما با مجتبی در کربلای ۵ نبودید، با ما که در کربلای فتنه بودید! در شاخ شمیران نبودید، در شمیران که بودید. در ارتفاعات الله اکبر نبودید، در الله اکبرهای مسجد ضرار در جنگ نرم که بودید. در آن ۸ سال دفاع مقدس نبودید، در این ۸ ماه دفاع مقدس که بودید. شهید امیر حاج امینی را نمی‌شناسید، یعنی شهید حسین غلام کبیری را هم نمی‌شناسید؟! فکه نرفته‌اید، جنوب شهر هم گذرتان نیفتاده؟ شلمچه نبودید، کوچه‌های صد شهید هم ندیده‌اید؟ مادر ۵ شهید ندیده‌اید؟ دست پدر شهید نبوسیده‌اید؟ نکند من می‌نویسم «فکه» شما یاد مکه می‌افتید؟ یاد سکه، یاد سکته بصیرت بر اندام خواص! شما را کیست الگو در ولایت‌پذیری؟… گفت: «در کجا بودید وقتی جنگ شد/ عرصه بر مردان عالم تنگ شد؟»… گفت: «تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست/بین ابروها رد قناسه چیست؟»… گفت: «ای آب ندیده‌ها و آبی‌شده‌ها/ بی‌جبهه و جنگ انقلابی شده‌ها؛ مدیون فداکاری جانبازانید/ ‌ای بر سر سفره آفتابی شده‌ها»… آهای آقایان! من از شما یک سؤال خیلی آسان دارم؛ سالگرد عملیات کربلای ۵ چه روزی است؟… گفت: «دست‌هایم تا به آهنج رفت/ تا غروب کربلای ۵ رفت؛ جز بسیجی‌ها که عاشق‌پیشه‌اند/ دیگران این روزها بی‌ریشه‌اند». ملت ایران بسیجی است و برای بسیجی‌ها اساسی‌ترین قانون این مملکت وصیتنامه شهداست (صلوات محمدی‌پسند بفرستید). بوسیدن دست بسیجی‌ها زیباست اما عمل به وصیتنامه شهدا از آن هم زیباتر است. عمل به وصیتنامه شهدا یعنی احترام محض به قانون اساسی. نقطه به نقطه هر قانونی در این مملکت مدیون قطره قطره خون شهدایی است که جوهر قلم وصیتنامه‌های‌شان بود (تکبیر!) قانون اساسی قانون مقدس نظام جمهوری اسلامی است اما اگر شهدا و وصیتنامه شهدا نبود، از این قانون اساسی آیا چیزی هم مانده بود که من و شما سنگ آن را به سینه بزنیم؟! با این همه اساسی‌ترین حرف من این است: براساس اصول قانون اساسی می‌توان در راه ولایت‌فقیه نثار ثار کرد اما فقط براساس اصول وصیتنامه شهداست که شهید عباس رفعتی لحظاتی قبل از شهادت می‌گوید؛ «ما خط را نشکستیم، خدا شکست. امام را تنها نگذارید. به امام بگویید…» و عباس نتوانست پیام خود را به امام بگوید، چون دیگر به شهادت رسیده بود و هنوز داشت از پهلویش خون می‌جوشید و چفیه‌اش سرخ شده بود و همسرش بی‌شوی و ۴ فرزندش یتیم و مادر و پدرش بی‌فرزند… گفت: «این چراغی است که خاموش نگردد هرگز/ داغ اولاد فراموش نگردد هرگز؛ بگو بر مادر خوبم شهید هرگز نمی‌میرد/ که من عشق شهادت را ز مولایم حسین گیرم»… گفت: «پس از ۱۵ سال غریبی بی‌نشانی/ خدا می‌خواست در غربت نمانی؛ از آن سرو سرافراز تو هر چند/ پلاکی بازگشت و استخوانی.»… گفت: «ای شهید با خون خود دین را مصفا کرده‌ای/ حمله بیت‌المقدس را تو برپا کرده‌ای؛ رمز پیروزی‌تان چون بود با نام علی/ از علی آموختی اینگونه سودا کرده‌ای؛ گوهر دردانه بودی بهر مادر‌ ای عزیز/ اذن میدان را ز بابایت تقاضا کرده‌ای؛ بعثیان کشتند اما نام نیکت تا ابد/ ثبت شد بر قلب تاریخ، آنچنان جاکرده‌ای.»… گفت: «خدا را شکر و سپاس که به امت مسلمان ایران رهبری فقیه عطا کرد تا راه را از بیراهه تشخیص دهند و خوشا به حال آنانکه فقیه و امام زمان خود را شناخته و تا مرز شهادت از او پیروی کردند.»… گفت: «شمشیر عشق بر سر سنگ مزار ماست/ ما عاشقیم و کشته شدن افتخار ماست؛ اینجاست خوابگاه شهیدان کوی دوست/ فردا جوار قرب حقیقت دیار ماست».

شب چهارشنبه ۹ دی هشتاد و اشک مادر شهیدی داشت اشک می‌ریخت در سجده نماز شب. سجاده‌اش چفیه «مجتبی» بود. از مجتبی هیچ بازنگشت الا پلاکی و چهار تکه استخوان و وصیتنامه‌ای در ۴ خط. قانون اساسی ما مدیون خون شهداست. قانون را آدمی با دست می‌نویسد و وصیتنامه را شهید با خون، پس ناراحت نشوید اگر می‌گوییم؛ «قانون اساسی ما وصیتنامه شهداست». مسؤولان باید از این جمله شبی هزار بار بنویسند تا مجتبی را فراموش نکنند. مجتبی در کربلای ۵ به شهادت رسید و قریب ۲۰ سال پیکرش بازنگشت. می‌گویی نه، از خاک شرق ابوالخصیب بپرس. از خاک شلمچه… گفت: «قدمگاه شهیدان است اینجا/ محل رشد ایمان است اینجا؛ کسی که انس با این خاک دارد/ برایش کعبه جان است اینجا؛ جماران قبله رزمندگان بود/ صفابخش جماران است اینجا؛ به کام ما گذشت اینجا شب و روز/ مسیر شهر جانان است اینجا؛ در اینجا پای مهدی بوسه می‌خورد/ که تحت رحمت آن است اینجا؛ چه یارانی در اینجا پا نهادند/ دل جامانده سوزان است اینجا؛ هزاران خاطره در خود نهفته/ کتاب عشق بازان است اینجا؛ ز اشک فاطمه دارد نشانه/ شبیه بیت‌الاحزان است اینجا؛ به خون پهلوی بشکسته سوگند/ شکسته دل فراوان است اینجا؛ زشب‌های پر از عطر مناجات/ همیشه نور باران است اینجا؛ در اینجا ترک عصیان می‌توان گفت/ که الحق توبه آسان است اینجا؛ شب قدری که گم کردیم اینجاست/ محل فهم قرآن است اینجا؛ به یاد قدرهای عشق بازی/ دل عاشق پریشان است اینجا؛ دلیل اینکه جا ماندم ز یاران/ خدا داند نمایان است اینجا؛ به گوش دل شنیدم عاشقی گفت/ که مهدی واقعه‌خوان است اینجا؛ شلمچه از دوئیت دورمان کرد، همان توحید پنهان است اینجا؛ شهادت را از اینجا می‌گرفتند/ زمین عید قربان است اینجا؛ در اینجا می‌توان آرامشی یافت/ محل ذکر رحمان است اینجا؛ اگر چه کس نفهمد حرف ما را/ قدمگاه شهیدان است اینجا».

وبلاگ قطعه26



 
عزاداری های غیرحسینی!
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٧  

هر ساله در ایام محرم و صفر، عاشقان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) سعی می کنند به شایسته ترین شکل ممکن برای این امام مظلوم عزاداری کنند. در این میان، در تعداد محدودی از مجالس عزاداری کارهایی انجام می شود که با آیین عزاداری امام حسین(ع) مغایرت دارد؛ لذا با توجه به اهمیت عزاداری در این ایام و نقش آن در حفظ و بقای دین و اینکه به گفته امام خمینی(ره): «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» در این مقال با هدف آسیب زدایی از مجالس عزاداری، به آسیب شناسی عزاداری محرم و صفر پرداخته می شود. در زیر به برخی از این آسیب ها توجه کنید.

غلوگویی
برخی مداحان عباراتی را به کار می برند که به طور ناخواسته باعث ضربه به دستگاه امام حسین(ع) می شود. مثلاً می گویند امام حسین(ع) در روز عاشورا 600 هزار نفر را به درک واصل کرد. امام باقر(ع) می فرماید: «زیاده روان بدترین مردمند، جوانان را به فساد می کشند، عظمت خدا را کوچک نشان می دهند، برای بندگان خدا جایگاه ربوبیت ادعا می کنند و از یهودیان، مسیحیان، مجوسان و مشرکان بدترند.»(1) غلو گویی در مداحی و مرثیه خوانی سبب می شود که تصویری مخدوش و غیرواقعی و غیرمنطقی از ائمه اطهار(علیهم السلام) ارائه شود.

دروغ گویی در مداحی
آفت دیگر، دروغ است. برخی به غلو کردن اکتفا نمی کنند و علناً دروغ را نیز وارد مداحی می کنند. دروغ گویی معمولاً برای گرفتن اشک از مخاطب صورت می گیرد؛ متأسفانه برخی مداحان به دروغ گویی در مرثیه خوانی عادت کرده اند و عدم برخورد با آنها باعث شده که دست از این اقدام ناشایست بر ندارند، اما بعضی ازاین دروغ ها طوری است که هر کسی با شنیدنش پی به دروغ بودن آن می برد؛ اما برخی دیگر را به راحتی نمی توان به کذب بودن شان پی برد. البته به یاد داشته باشیم که هر موضوعی که ما نخوانده و یا نشنیده باشیم دلیل بر دروغ بودن آن نیست، لذا مردم باید با تأمل با این قضیه برخورد کنند.

مداحانی که سواد مداحی ندارند
آسیب دیگر اینکه مداحان بسیاری از مجالس، صرفاً به خاطر داشتن صدای خوش، به مداحی می پردازند و از حداقل سواد مداحی نیز بی بهره اند. این مداحان صرفاً با تقلید از سی دی های مداحان مطرح کشور مجالس شان را اداره می کنند و هیچ نوآوری در کارشان ندارند. از آنجایی که یک مداح باید در زمینه های مختلف مانند: مقتل خوانی، تاریخ اسلام، حفظ شعر و ... تبحر داشته باشد، لذا عدم آشنایی او با این موارد باعث آسیب جدی به این مجالس می شود حجت الاسلام کاظم صدیقی در دیداری که چند سال قبل با مداحان در هیئت رزمندگان داشت در این باره فرمودند: «توقع دستگاه امام حسین(ع) از تک تک شما این است که اهل مطالعه شوید، فرهیخته شوید، با محکمات آشنا شوید و شنیده های خود را به قرآن و احادیث عرضه کنید. اگر تطابق داشت بگویید و اگر تطابق نداشت، نگویید.»(2) لذا مداحان باید از طرق مختلف آموزش های لازم را در زمینه اصول مداحی کسب کنند.

امرار معاش از طریق مداحی
در حالی که اغلب مداحان شغل شان مداحی نیست و از راه دیگری امرار معاش می کنند، متأسفانه شاهد هستیم که برخی مداحی را وسیله ای برای امرار معاش قرار داده و با دریافت قیمت های بالا مداحی می کنند. این رفتار کاسبکارانه با مداحی، سبب آسیب به مجالس عزاداری می شود. برخی از اساتید مداحی نه تنها مداحان را از گرفتن پول در ازای مداحی کردن منع می کنند، بلکه به شاگردان شان می گویند که از مردم انتظار صله نداشته باشید و در صورتی که در مجلسی به شما پولی داده شد از شمردن آن خودداری کنید، چرا که شمردن مبلغ هدیه داده شده باعث می شود که خدای ناکرده مداح، در دام شیطان بیفتد و از لحاظ کیفیت اجرا، بین مجالس مختلف، فرق بگذارد، به طوری که در مجلسی که پول بیشتری به او داده شده بهتر بخواند.

زمان طولانی مجلس عزاداری
در برخی مجالس مشاهده می شود که قبل از خواندن مداح هیئت، مداحی دیگر به طور مفصل مداحی می کند و بعد از او نوبت مداح اصلی می شود که او نیز بدون رعایت زمان تا جایی که نفس دارد مداحی می کند. شاید برای مریدان یک مداح گذر زمان احساس نشود ولی بدون شک طولانی کردن جلسه باعث دلزدگی مخاطبان این جلسات، به خصوص جوانان می شود، لذا مداحان باید برای وقت مخاطبان اهمیت زیادی قائل شوند و زمان جلسه را طولانی نکنند. البته اگر مریدان آنها خواستار طولانی شدن جلسه هستند، مداحان می توانند در زمان معقول جلسه را رسماً پایان دهند و بعد اعلام کنند که جلسه تمام شده و هر کسی مایل است می تواند جلسه را ترک کند و بقیه نیز به ادامه مراسم توجه کنند.

خواب محوری
معمولاً در مجالس عزاداری، از حضرت مهدی(عج) با اشعار قوی و روایات مستند یاد می شود، اما گاهی مشاهده می شود که بعضی از مداحان در این مجالس از ملاقات برخی با امام زمان(ع) درعالم رویا داستان سرایی هایی می کنند که اکثراً بدون سند و مدرک است. به راستی وقتی که «350 آیه و بیش از دو هزار روایت ازمعصومین(علیهم السلام) و بیش از 500 روایت از پیغمبر اکرم(ص) در مورد ویژگی های حضرت مهدی (عج)»(3) وجود دارد چه نیازی به مطرح کردن داستان هایی درباره ملاقات با امام زمان(عج) در عالم رویا وجود دارد. در هر حال ورود خواب، مکاشفات در معارف اسلامی به عنوان یک مبنا موجب طرح سست این معارف اسلامی می شود و از آن جایی که خواب حجت شرعیه نیست، بیان خواب و رویا نه تنها خدمت به امام زمان(عج) نیست، بلکه ضربه به اعتقادات مقدس شیعه است.

ارائه تصویر یک بعدی از زندگی امام حسین(ع)
از دیگر آسیب ها، مطرح کردن یک بعدی زندگی امام حسین(ع) است، به این معنا که یا فقط به بعد ملکوتی این امام بزرگوار توجه می شود و یا اینکه فقط به بعد مادی او پرداخته می شود، این در حالی است که ائمه اطهار(علیهم السلام) یک جنبه ملکوتی و یک بعد ملکی و زمینی داند. مداحان باید در مجالس عزاداری هر دو بعد را مطرح کنند و همواره بر بعد دوم تأکید بیشتری داشته باشند، چرا که ائمه اطهار(علیهم السلام) الگوی زندگی ما هستند و بیان بعد مادی آنها گره گشا خواهد بود.

جدا کردن دین از سیاست
در برخی مجالس با این تحلیل که «ما نوکر امام حسین(ع) هستیم و کاری به سیاست نداریم» از رهبری و امام و شهدا سخنی به میان نمی آید، این در حالی است که در مجالس عزاداری که توسط امامان معصوم برگزار می شد، سعی می شد با توجه به شرایط جامعه علاوه بر بعد عبادی به بعد سیاسی عزاداری نیز پرداخته شود. حجت الاسلام خاتمی در این باره می گوید: «در برخی مجالس اعلام می شود که کسی حق ندارد اسم امام، انقلاب و ولایت فقیه را بیاورد، در این مورد علی رغم اینکه معتقد به جار و جنجال سیاسی نیستیم ولی بر این باوریم که انقلاب بزرگ اسلامی را اهل بیت(علیهم السلام) در کشور ما زنده و به برکت دفاع مقدس رشد کرد.»(4) به راستی چه طور می توان سیاست را از مجالس مداحی جدا کرد وقتی در زیارت عاشورا سیاسی ترین عبارات را بر زبان جاری می کنیم و می خوانیم «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم». امام خمینی(ره) می فرمایند: «ما ملت گریه سیاسی هستیم. ما ملتی هستیم که با همین اشک ها سیل جریان می دهیم و سرهایی را که در مقابل اسلام ایستاده است، خرد می کنیم.» (صحیفه نور،ج13، ص327)
بدون شک اگر شیعیان فقط به خاطر ثواب و بعد عبادی عزاداری کنند انگیزه آنان برای ایستادگی در برابر ستمگران کم خواهد شد.

مطالب ذلت آمیز
در حالی که امام حسین(ع) به هیچ عنوان زیر بار ذلت نرفتند، چرا که ذلت با سیره اهل بیت(علیهم السلام) سازگار نیست بعضی از مداحان با به کار بردن کلماتی ذلت آمیز که از ساحت اهل بیت(علیهم السلام) به دور است از آنها یاد می کنند که با این کارشان به صورت خواسته یا ناخواسته باعث ضربه به دستگاه اهل بیت(علیهم السلام) می شوند.

دعوت عزاداران به خودزنی
برخی عزاداران موقع شنیدن مداحی و مرثیه از شدت ناراحتی خودزنی می کنند که این کار در برخی مواقع با تشویق بعضی مداحان همراه است، به طوری که مداح از اطرافیان می خواهد که شخصی را که در حال آسیب رساندن به خود است را رها کنند تا بتواند خودش را بیشتر بزند. این کار مداح شاید باعث افزایش شور مجلس شود ولی در عوض تأثیر منفی را در این مجالس به جای می گذارد.

برهنه شدن
برهنه شدن در مجالس کار پسندیده ای نیست و به خصوص در زمان حاضر نباید انجام شود، چرا که با توجه به فیلم برداری که از این جلسات صورت می گیرد، دشمن از این تصاویر برای مخدوش کردن تصویر شیعه در بین مردم دنیا استفاده می کند. جالب است که در بعضی از مجالس گستاخانه از مردم خواسته می شود که اگر برای سینه زنی برهنه نمی شوند باید مجلس را ترک کنند!!

بی توجهی به نماز اول وقت
در حالی که امام حسین(ع) در روز عاشورا در زیر باران تیر دشمن هم نماز را اقامه کرد، در برخی مجالس مشاهده می شود که در هنگام نماز، جلسه عزا برپاست و توجهی به نماز اول وقت نمی شود. بدون تردید نخواندن نماز اول وقت به خاطر عزاداری برای سید و سالار شهیدان مورد رضایت خدا و امام حسین(ع) نیست. چرا که نماز ستون دین است. لذا باید برنامه عزاداری طوری تنظیم شود که خللی به اقامه نماز اول وقت وارد نسازد.

مراسم عزاداری، بدون سخنرانی
یکی دیگر از آسیب ها، اجرای مراسم بدون حضور سخنران است. از آنجایی که سخنران شعور مخاطب را تقویت می کند و مداح هم شور حسینی را بالا می برد، لذا اگر صرفاً به شور پرداخته شود مجالس به انحراف کشیده خواهند شد پس شایسته است که به هیچ عنوان سخنرانی از مجالس عزا حذف نشود. و این دو (مداحی و سخنرانی) همواره در کنار هم قرار گیرند.

مکشوف خوانی
بعضی از مداحان برای گریاندن مردم اقدام به مکشوف خوانی می کنند و روضه هایی را می خوانند که بسیار سخت و سنگین است. توصیه اساتید مداحی این است که مداحان به جز در موارد خاص، همواره با زبان شعر و کنایه مداحی کنند و از خواندن روضه های سنگین خودداری کنند.
¤ بیان زبان حال دور از شأن اهل بیت برخی مداحال زبان حال هایی می خوانند که در شأن مقام و منزلت اهل بیت(علیهم السلام) نیست، زبان حال خواندن به این معناست که مداح خود را به جای اولیای دین قرار داده و تشخیص می دهد که حال اهل بیت(علیهم السلام) در آن لحظه مصیبت چطور بوده است! سپس جزئیات آن را برای عزاداران شرح می دهد. بیان زبان حال باید با توجه به مقام اهل بیت باشد و اگر حالت مردم عادی هنگام مصیبت، جزع و فزع کردن است به این معنا نیست که حال اهل بیت(علیهم السلام) هم موقع مصیبت به این شکل است چرا که آنان الگوی بشریت هستند لذا مداحان هیچ وقت نباید در بیان زبان حال، اهل بیت(علیهم السلام) را با افراد عادی جامعه مقایسه کنند. بلکه باید زبان حال گویی را با توجه به مقام و منزلت اهل بیت(علیهم السلام) انجام دهند.

پاک شدن تمام گناهان با شرکت در مراسم عزاداری
بعضاً در مجالس عزاداری گفته می شود که هر کسی در طول سال هر گناهی مرتکب شود تنها با شرکت در مراسم عزاداری همه گناهانش بخشوده می شوند، البته شرکت در مراسم عزاداری ثواب زیادی دارد ولی حضور در این مراسم باعث از بین رفتن همه گناهان نخواهد شد، لذا این قبیل سخنان احساسی که هیچ پایه ای ندارند، باعث تضعیف دستگاه اهل بیت(علیهم السلام) خواهد شد.



 
محرم و یزیدیان زمان
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢  

لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق - علیهم سلام الله - به طور کوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصریادآوری شود؛ و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریکا وشوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی - لعنه الله و ملائکته و رسله علیهم - است به طور کوبنده یادآوری ولعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملیت مسلمین ، بویژه شیعیان ائمه اثنی عشر- علیهم صلوات الله و سلم  است . امام خمینی (ره)

اگر حسین بن علی (ع) امروز بود ، می گفت اگر می خواهید برای من عزاداری کنید باید اشعار شما فلسطین باشد شمر امروز شما موشه دایان است . شمر 1300 سال پیش مرد و رفت شمر امروزت را بشناس به دروغ به مغز ما کرده اند که این یک مسئله ی داخلی است و مربوط به عرب و اسرائیل است . چرا یهودیان دنیا مرتب برای اینها پول می فرستند ؟ ما چه جوابی در مقابل اسلام پیغمبر خدا داریم ؟ خجالت دارد که خودمان را مسلمان بدانیم . خجالت دارد که خودما را شیعه ی علی بن ابیطالب بدانیم . آیا ما وظیفه نداریم که یک کمک مالی بکینیم ؟ آیا اینها مسلمان نیستنتد ؟ آیا اینها برای حق مشروع بشری قیام نمی کنند ؟ به خدا قسم وقتی که انسان اینها را می بیند آتش میگیرد .
پیغمبر خدا فرمود که هر کس بشنود صدای مسلمانی را که او فریاد می کند (یاللمسلیمن ) و زود او را کمک نکند او دیگر مسلمان نیست .و من او را مسلمان نمی دانم. شهید مطهری

آیا شمر و یزید و عمروعاص زمان ما آمریکا و اذناب کثیف او یعنی آل سعود و آل خلیفه و عبداله صالح و طیف فتنه گران و ضد ا نقلاب احمق اعم از منافقین و اصلاح طلبان و مشارکتی و مجمع کذا و کذا نیستند؟ آیا نباید به ندای مظلومیت شیعیان بحرین پاسخ داد؟ آیا مسلمانان یمن را نباید کمک کرد؟ امروز روز بیداری مسلمانان و روز ذلت و ضعف دشمنان است و باید هرکس وظیفه خود را بشناسد و به آن عمل نماید مخصوصاَ سخنرانان و مداحان عزیز در مراسم محرم.

 



 
توصیه های پدرانه امام خامنه ای به زوج های جوان - خطبه های عقد
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٤  
اصل قضیه «محبت» است

 

خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمی‌آید
خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمی‌آید، مخصوصا آن‌هایی که جوانند و بار اولشان است. مخصوص جوان‌ها هم نیست. خدای متعال از زندگی مشترک و مزدوج خوشش می‌آید. آدم تنها، مرد تنها و زن تنها که همـه عمر را به تنهایی می‌گذراند، از دید اسلامی چیز مطلوبی نیست . مثل یک موجود بیگانه است در مجموعه پیکره انسانی. اسلام این طور خواسته که خانواده، سلول حقیقی مجموعه پیکره جامعه باشد نه فرد تنها.

مال و جمال، یا کمال؟ کدام انگیزه؟
اگر چنانچه کسی بخاطر مال و جمال ازدواج کند، طبق روایت ممکن است خدای متعال مال و جمال را به او بدهد و ممکن هم هست که ندهد. اما اگر چنانچه برای تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بکند، خدای متعال به او مال هم خواهد داد جمال هم خواهد داد. ممکن است کسی بگوید جمال که اعطا کردنی شنیست؛ یک کسی یا جمال دارد یا ندارد! معنایش این است که چون جمال در چشم شما و دل شما و در نگاه شماست، اگر انسان کسی را خیلی هم جمیل نباشد، دوست داشت او را جمیل می‌بیند. وقتی کسی را دوست نداشت هر چقدر هم جمیل باشد به نظر او جمیل نمی‌آید.
خطبه عقد  ۷۷/۱۰/۱۳
مرد قوام است و زن ریحان
اسلام مرد را قوام و زن را ریحان می‌داند. این نه جسارت به زن است نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است نه نادیده گرفتن حق مرد؛ بلکه درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقا برابر است؛‌ یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه می‌گذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محل اتکا بودن و تکیه‌گاه بودن برای زن را هم در کفه‌ی دیگر ترازو می‌گذاریم، این دو کفه با هم برابر می‌شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.
خطبه عقد ۷۸/۱۲/۲۲
مفهوم خوشبختی
خوشبختی عبارت است از آرامش، احساس سعادت و احساس امنیت. جشن و اسراف و زیاده‌روی، کسی را خوشبخت نمی‌کند. مهریه و جهیزیه هم کسی را خوشبخت نمی‌کند. پای‌بندی به روشِ شرع است که انسان را خوشبخت می‌کند.
خطبه عقد ۷۵/۰۲/۱۰
اصل قضیه محبت است
اگر در زندگی محبت وجود داشت، سختی‌های بیرون خانه آسان خواهد شد. برای زن هم سختی ‌های داخل خانه آسان خواهد شد.
خطبه عقد ۷۷/۰۸/۱۱
در ازدواج، اصل قضیه محبت است. دخترها و پسرها این را بدانند. این محبتی که خدا در دل شما قرار داده حفظ کنید.
خطبه عقد ۷۴/۱۰/۱۷
دختر و پسر، عروس و داماد به هم محبت بورزند؛ چون آن محبت ملاطی است که این‌ها را برای هم حفظ می‌کند، در کنار هم نگه می‌دارد و نمی‌گذارد از هم جدا شوند. محبت خیلی چیز خوبی است. محبت که بود وفاداری هم هست.
خطبه عقد ۷۶/۰۹/۲۴
بزرگترها هم کمک کنند
باید جوان‌ها را هدایت کرد، اما در جزئیات آن‌ها نباید دخالت کرد که زندگی برای آن‌ها مشکل می‌شود.
خطبه عقد ۷۶/۰۹/۰۶
مبادا بعضی‌ها با دخالت‌های خودشان، بعضی‌ها با کم‌ظرفیتی و خویِ بچگی خودشان، این بنای مستحکم را به اندک چیزی متززل کنند. اگر دیدید دخالت‌های آن‌ها این زن و شوهر را نسبت به دل چرکین می‌کند، دیگر اجازه ندارند دخالت کنند.
خطبه عقد ۷۵/۰۲/۱۷
ساده زیستی و میانه‌روی
زندگی‌را ساده بردارید، البته ما خیلی هم اهل زهد و تقوا نیستیم. خیال نکنید. آن سادگی که ما می‌گوییم آن سادگی زُهّاد و عُبّاد نیست. سادگی به نسبت این کارهایی است که مردمِ امروز می‌کنند و الا نه، سادگی ما را اگر آن مردان خدا بیایند نگاه کنند شاید هزار تا ایراد هم به آنچه که ما سادگی می‌دانیم بگیرند.
خطبه عقد ۷۴/۰۵/۱۱
قناعت برای همه مفید است
قناعت کنید، از قناعت خجالت نکشید. بعضی‌ها خیال می‌کنند که قناعت مال آدم‌های تهیدست و فقیر است و اگر آدم داشت، دیگر لازم نیست قناعت کند. نه، قناعت یعنی در حدّ لازم، در حدّ کفایت، انسان توقف کند.
خطبه عقد ۷۶/۰۱/۰۱
توقعات مادیِ زیاد و بالا، موجب تنگی معیشت و ناراختی خود انسان می‌شود، اگر انسان توقع خودش را از زندگی توقع کمی قرار دهد، این مایه‌ی سعادت خواهد بود. نه فقط برای آخرت انسان خوب است، که برای دنیای انسان هم خوب است.
خطبه عقد ۷۹/۱۲/۲۱
از مراسم عروسی آغاز کنید
در همه‌ی امور زندگی‌تان سادگی را رعایت کنید. اولش هم از همین مراسم ازدواج است، از اینجا شروع می‌شود. اگر ساده برگزار کردید قدم بعدی‌اش هم می‌شود ساده و الا شما که رفتید آن مجلس کذاییِ مثل اعیان و اشراف‌های طاغوت را درست کردید، بعد دیگر نمی‌توانید بروید توی خانه‌ی کوچکی مثلا با وسایل مختصری زندگی کنید. این جور نمی‌شود دیگر. چون خراب شده و از دست رفته است. از اول، زندگی را پایه‌اش را براساس سادگی و ساده‌زیستی بگذارید تا زندگی بر خودتان، بر کسانتان و بر مردم جامعه ان‌شالله آسان شود.
خطبه عقد ۷۴/۰۶/۱۳
تشریفات ساده‌ی ازدواج اسلامی
شما اگر نگاه کنید به تشریفات ازدواج در میان اقوام مختلف، خواهید دید در اسلام تشریفات ازدواج ساده است. البته جشن و سرور و این‌ها عیبی ندارد، هرکس هر مقداری که مایل است، اما این‌ها جزو دین و تشریفات رسمی و دینی ازدواج نیست. هر کس خواست می‌تواند انجام دهد، هرکس نخواست، نه. اینکه حتما باید بروند در یک معبدی و زانو بزنند جلوی کسی و چه بکنند و مراسمی که در جاهای دیگر وجود دارد، در اسلام نیست. در اسلام، یک صیغه‌ای است شرعی که باید خوانده شود. الته در اسلام برای معاملات گوناگون، معاملاتی که اهمیتش کمتر از ازدواج است، شاهد می‌گیرند … حالا هم که مقررات ثبت است و درج در محاکم. مراکز ثبت رسمی است و هیچ تشریفاتی ندارد؛ می‌توانند خیلی راحت و بدون تشریفات این ازدواج را انجام دهند.
خطبه عقد ۷۹/۰۶/۲۸
از خاندان پیامبر (ص) تقلید کنید
بهترین دخترهای عالم، حضرت زهرا السّلام علیها بود. بهترین پسرهای عالم و بهترین دامادها هم،حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام بود. ببینید این‌ها چگونه ازدواج کردند؟ هزاران جوان زیبا و با اصل و نسب و قدرتمند و محبوب به یک تار موی علی بن ابیطالب علیه السّلام نمی‌ارزند . هزاران دختر زیبا و با اصل و نسب هم به یک تار موی حضرت زهرا السّلام علیها نمی‌ارزند. آن هایی که هم از لحاظ معنوی و الهی آن مقامات را داشتند، هم بزرگان زمان خودشان بودند .ایشان دختر پیامبر صلی الله علیه و اله بود. رئیس جامعه اسلامی، حاکم مطلق. او هم که سردار درجه یک اسلام بود . ببینید چطوری ازدواج کردند؟ چه جور مهریۀ کم، چه جور جهیزیّه کم. همه چیز با نام خدا و یاد او . این‌ها برای ما الگو هستند. همان زمان جاهلانی بودند که مهریۀ دختران‌شان بسیار زیاد بود مثلاً هزار شتر. آیا این‌ها از دختر پیامبر صلی الله علیه و اله بالاتر بودند؟ از آن ها تقلید نکنید. از دختر پیامبر صلی الله علیه واله تقلید کنید ،از امیر المؤمنین علیه السّلام تقلید کنید.
خطبه عقد ۷۵/۰۲/۱۷
لباس عروس کرایه‌ای
بعضی‌ها لباس عروس گران قیمت می‌خرند. نه! چه لزومی دارد. حالا لباس عروس می‌خواهند، بعضی‌ها لباس عروس را می‌روند کرایه می‌کنند. چه مانعی دارد؟ ننگ است؟ نه! چه ننگی؟ چه مانعی دارد؟ بعضی‌ها این‌ها را ننگ می‌دانند. ننگ این است که انسان یک پول گزافی بدهد، چیزی بخرد که یک‌بار آن را مصرف کند، بعد بیاندازد دور. یک‌بار مصرف! آن‌هم با این وضعی که بعضی مردم دارند، بعضی‌ها واقعا نیاز دارند.
خطبه عقد ۷۴/۱۰/۰۴
پیامبر اکرم (ص) سنّتِ مهریۀ جاهلی را شکست
خود آن کسی که مشرّع مهر است – که نبی اکرم  صلی الله علیه و اله با شد – که از همۀ کائنات بالاتر است و دختر مطهره و عزیزۀ او که از همۀ زنان عالم از اولین و آخرین بالاتر است و شوهـر او که امیر المؤمنین علیه السّلام باشد که از جمیع خلایق از اولین و آخرین بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله بالاتر است، برای این دو که جوان بودند، زیبا بودند، عنوان داشتند، محترم بودند ، اوّل شخص مدینه بودند، دیدید پیغمبر چقدر مهر قرار داد؟
خطبه عقد ۷۱/۰۹/۲۴
پیامبر صلی الله علیه واله آمد وهمۀ این‌ها را شکست، برای این که مانع ازدواج می‌شود. این‌ها مانع از ازدواج دخترها و پسرها می‌شود. گفت این چیزها را رها کنید. ازدواج شروعش آسان است. از لحاظ  شرایط مادی سهل‌ترین است، آنچه که در ازدواج مهم است رعایت‌های بشری و انسانی است.
خطبه عقد ۷۲/۱۰/۰۶
چرا اصرار بر ۱۴ سکه؟
این که می‌بینید ما گفتیم ۱۴ سکه بیشتر را عقد نمی‌کنیم، نه برای این است که چهارده سکه بیشتر اشکالی در ازدواج ایجاد می‌کندخیر. چهارده هزار سکه هم باشد، ازدواج اشکالی ندارد، فرقی ندارد. این است که آن جنبه معنوی ازدواج، غلبه پیدا کند برجنبه مادی. مثل یک  تجــارت و معامله نباشد. داد و ستد مادی نباشد. اگـر تشریفات را کم کردید ،جنبه معنوی تقویت خواهد شد.
خطبه عقد ۷۲/۱۰/۲۶
مهریّه هر چه کمتر باشد به طبیعت ازدواج نزدیک‌تر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسـان است. این ارتبــاطی به مسائل مادی ندارد. ولی شارع مقدّس یک مهریّه‌ای را معین کرده که باید یک چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد. بایستی عـادی بــاشد جوری بــاشد که همه بتوانند انجــام بدهند.
خطبه عقد ۷۴/۰۵/۱۸
در ازدواج، آنچه که اتفاق می‌افتد، یک حــادثه و پیوند انسانی است، نه یک معامله پولی و مالی، اگـرچه یک مالی هم در بین هست درشرع مقدّس اسلام، آن مال جنبۀ نمادین دارد. جنبۀ رمزی دارد. خرید و فروش و بده بستان نیست.
خطبه عقد ۷۱/۰۱/۰۵
عزت دختر به اخلاق است نه به جهیزیه
جهیزیه برای دختر مایه عزت نیست. عزت دختر به اخلاق او به رفتار و شخصیت خود اوست. بعضی از خانواده‌های عروس، خودشان را اذیت می‌کنند و به زحمت می‌اندازند و اگر پول هم ندارند به زور پول تهیه می‌کنند. اگر پول دارند زیادی خرج می‌کنند، برای این‌که یک جهیزیه پر زرق و برقی را مثلا در اختیار دخترشان بگذارند.
خطبه عقد ۷۷/۱۲/۲۸
مهریه و جهیزیه زیاد، هیچ دختری را خوشبخت نمی‌کنند و هیچ خانواده‌ای را به آرامش و سکون و اعتماد لازم نمی‌رساند. این‌ها زوایای زندگی است. فضول زندگی است و جز دردسر و اسباب زحمات و اسباب مشکل فایده‌ای ندارد.
خطبه عقد ۷۵/۰۹/۱۸
مبادا بروید پول قرض کنید، جهیزیه درست کنید. مبادا خودتان را به زحمت بیندازید. مبادا خانواده‌تان را به زحمت بیندازید. مبادا خیال کنید که دخترتان اگر جهیزیه‌اش کمتر از دختر همسایه و قوم و خویش بود، این سرشکستگی است. نه این سرشکستگی نیست.
خطبه عقد ۸۱/۰۳/۲۹
چشم و هم چشمی و معضل جهیزیّه
خانواده ها روی چشم و هم چشمی، جهیزیّه را برای خودشان یک معضل می‌کنند. بعد که این معضل را خودشان به یک نحوی تحمّل کردند، تازه نوبت دیگران است که رنج این معضل را ببرند. برای خاطر این که وقتی شما درجهیزیّه دخترتان این همه وسایل درست کردید، بعد کسانی که دیدند، تکلیف آنها چیست؟ این چشم و خم چشمی‌ها آخر به کجا خواهد رسید؟ این همان مشکلاتی است که درست خواهد شد. اسلام می‌خواهد این‌ها نباشد.
خطبه عقد ۷۳/۰۳/۱۶
جهیزیۀ بهترین عروس عالم
شما نگاه کنید به دختر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله  بهترین دخترهای عالم ، فاطمه زهرا علیها السلام بود. بهترین زن‌های اوّلین و آخـرین، فاطمه زهرا علیها السلام  بود. هرگـز دختری به آن خوبی، به آن شرافت و به آن عظمت نیامده است همه‌ی زن‌های عالم از اوّل تا آخر در مقابل او مثل خدمتکارهایی هستند‌. مثل ذرّاتی هستند در مقابل خورشید جهان افروز. شوهرش هم امیر المؤمنین علیه السلام، بهترین مردان عالم. اگرچه همۀ فضائل و مکارم‌شان را جمع کنیم. همۀ مردان عالم به یک ناخن او هم نمی رسند؛ این دو مظهر عظمت، مظهر زیبایی و فضیلت، با هم دیگر ازدواج کردند.
جهیزیّه شان همان چند قلم ارزان قیمتی بود که در کتاب ها نوشته اند. ضبط کرده اند: یک تکّه حصیر، یک تکّه لیف خرما، یک دست رختخواب  و یک دستاس، یک کوزه، یک کـاسه. همه‌اش را اگر چنانچه به پول امــروز روی همدیگر بگذارند، معلوم نیست که چند هزار تومان بیشتر بشود.
همان مهریّه را از امیر المؤمنین علیه السلام گرفتند و پولش را دادند جهیزیۀ مختصری را فراهم کردند و بردند خانۀ شوهر. حالا ما نمی‌گوییم دخترهای ما مثل فاطمه زهرا علیها السلام جهیزیّه بگیرند. نه دخترهای ما مثل فاطمه زهرا هستند و نه خود ما ها مثل پدر ایشان هستیم  و نه پسرهای ما مثل امیر المؤمنان علیه السلام  شوهر فاطمه زهرایند. ما کجا آنها کجا؟! از زمین تا آسمان با هم فرق داریم، اما معلوم می‌شود راه، آن راه است.
جهت، آن جهت است. جهیزیّه را مختصر بگیرید. به این و آن نگاه نکنید، خرج زیادی نکنید. کار را برای انسان که ندارند مشکل نکنید.
خطبه عقد ۷۲/۰۱/۰۵
جهیزیۀ فاطمه زهرا علیها السلام به قدری بود که شاید دو نفر آدم با دست می‌توانستند از این خانه بردارند ببرند آن خانه. ببینید افتخار این‌ها ست. ارزش این هاست .آیا پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نمی‌توانستند یک جهیزیّه مفصل تشکیل دهند؟
اگر پیامبر صلی الله علیه واله اشاره‌ای می‌کردند، این مسلمانانی که در اطراف ایشان بودند، بعضی‌هایشان هم آدم‌های متمکّنی بودند، پول هم داشتند ازخدا می‌خواستند که بیایند و یک هدیه‌ای بدهند، کمکی بکند، نکردند. چرا نکردند؟ این برای این است که من و شما یاد بگیریم.
و الاّ بنشینیم و تعریف کنیم و خوشمان بیاید و بعد هم یاد نگیریم، چه فایده ای دارد؟ استفاده‌اش را نمی بریم‌. نسخۀ طبیب را که انسان نباید بگذارد روی طاقچه تماشا کند. باید عمل کنیم تا بهره‌اش را ببریم. رژیم غذایی را باید عمل کنید تا فایده‌اش را ببرید. این‌ها رژیم غذایی روح است، رژیم غذایی صحّت جامعه است. صحت خانواده است باید عمل شود. ساده بر گذار کنید.
خطبه عقد ۷۵/۰۹/۰۵
عروس خانم‌ها! شما نگذارید
نگذارید جهیزیّه‌ها را سنگین کنند. دخترها نگذارند. عروس‌ها، شما نگذارید. پدر و مادرها هم اگر می‌خواهند شما نگذارید. این همه جنس گران را می‌خواهید چه کنید؟
خطبه عقد ۷۳/۰۹/۲۳
مادرهای عروس‌هـــا در تهیّه جهیزیّه دست نگه دارند، خیلی افــراط یا اسراف نکنند. نگویند حالا مثلاً دخترمــان است دلش می‌شکند. نه. دخترها خوبند. دخترها نمی‌خواهند. ما بیخود نباید دل آن‌ها را بکشانیم به این سمت که هر چیز قشنگ و لوکس و … حتماً باید برایش تهیه شود.
خطبه عقد ۷۹/۱۱/۱۶
این دختر خانم‌ها که می‌خواهند جهیزیّه درست کنند، برای خرید اسباب سر عقد و جهیزیّه، توی این دکان‌های گران قیمت بعضی از جاهای تهران، آن محلاّت گران قیمت که معروف است – نمی‌خواهم البته اسم بیاورم – من می‌شناسم که کجاهاست که دکان‌هایش معروف است به جنس گران‌، اصلا ًطرف آن‌ها پا نگذارند. بروند آن جاهایی که معروف به گرانی نیست. این طور نباشد که داماد بیچاره را دنبال‌شان راه بیندازند برای خرید عروس و خرید عقد. متأسفانه از این کارها می‌کنند.
خطبه عقد ۷۲/۰۳/۱۹


 
دختر خانم : خوشگلی معنایش حراجی نیست
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳  

انسان فطرتاً زیبا طلب است. این جزء فطرت انسان است و شیطان هم از همین فطرت استفاده می‌کند. «زَینَ لَهُمُ الشیطانُ أَعْمالَهُم‏» (انفال/48) زیبایی نیاز انسان است. همیشه هم زیبایی عامل نجات نیست. همیشه زیبایی عامل نجات نیست. این هم یک مسأله است. گاهی ممکن است یک کسی زیباتر باشد، دختری خوشگل است زودتر خواستگار برایش می‌آید. دختر زشت یا غیر خوشگل می‌گوید: چطور شد ما را خدا خوشگل نیافرید؟ او برایش خواستگار می‌آید و برای ما نمی‌آید. این در عقیده‌اش گیر می‌کند. حضرت امیر می‌گوید: دختر خانم اگر می‌بینی یک نمره دو نمره شکلت کمتر است، ببین خدا به تو چه کمالی داده است؟ ممکن است خوشگله 62 سال عمر کند و تو 95 سال.

من خودم به درد آخوندی نمی‌خوردم. یک عده هم غصه من را می‌خوردند و می‌گفتند: قرائتی تو در اخلاق که گیر داری، صدا هم که نداری، نمی‌توانی روضه هم بخوانی، پس به چه درد آخوندی می‌خوری؟ و لذا در یک روستا هم که رفتم مرا بیرون کردند. گفتند: تو نمی‌توانی روضه بخوانی. مرا بیرون کردند، یعنی نامه نوشتند به امام جمعه کاشان آیت‌الله یثربی که ما این شیخ را نمی‌خواهیم. روضه می‌خواندم و مردم می‌خندیدند.(خنده حضار).

هرچه روضه می‌خواندم مردم می‌خندیدند. نامه نوشتند بابا این را نمی‌خواهیم. من قرائتی روضه‌خوان ورشکسته هستم. بعد پای تخته سیاه آمدم گل کرد! اگر کسی در کنکور رفوزه می‌شود نگوید: خاک بر سرم! دو سال است پشت کنکور ماندم. برو خیاطی کن ممکن است لباس عروس بدوزی دویست هزار تومان مزدش شود. چه کسی گفته شما حتماً دانشگاه بروی؟ ممکن است کسی در دانشگاه رد شود و در حوزه قبول شود. در حوزه رد شود و در تجارت، و لذا حدیث داریم اگر در یک شغلی شکست خوردید، نگویید: بخت من بد است. شغلت را عوض کن، ممکن است راه افتاد.

زیبا رویان خودشان را حفظ کنند
منتهی اینهایی که زیبا هستند باید خودشان را حفظ کنند. دختران زیبا، دخترهایی که شکل و رو دارند، قرآن می‌گوید که: «اللؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» (واقعه/23) لؤلؤ، مکنون و پوشیده است، حراج نیست. زیبا هستی «مکنون». می‌گوید: «کَأَنهُن الْیاقُوتُ وَ الْمَرْجانُ» (الرحمن/58) این زن‌های بهشتی مثل یاقوت و مرجان هستند ولی «لَمْ یطْمِثهُْن إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَان» (الرحمن/56) یعنی زن‌های بهشتی خوشگل هستند. اما هیچ‌کس دست به آنها دراز نکرده است. خوشگلی معنایش حراجی نیست. بعضی از این دخترها تا فکر می‌کنند خوشگل هستند خودشان را حراج می‌گذارند. مفت مرا ببینید. هان! ببینید. بابا قرآن گفته: نگذار تو را ببینند. هرکس می‌خواهد تو را ببیند باید خرجت را بدهد. خانه، ماشین، تلفن، آب، گاز، برق، هرکس نوکر تو شد تو را ببیند. این دختر می‌گوید: مرا مفت ببینید. خودش را حراج کرده است. حیف هستی! اگر لؤلؤ هستی،«اللؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» اگر یاقوت و مرجان هستی «لَمْ یطْمِثهُْن إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَان».

زیبایی‌های دنیا می‌پرد. و لذا حدیث داریم اگر کسی در ازدواجش به خاطر زیبایی همسر بگیرد یا به خاطر پول، خدا را هردو را از او می‌گیرد. پول و زیبایی می‌پرد. آن زیبایی‌های بهشتی ماندنی است. «وِلْدانٌ مُخَلدُونَ» (واقعه/17) همیشه زیبا هستند. «خالدین» همیشگی است. زیبایی‌های دنیا مثل خاراندن دست است. در خاراندن آدم دستش که می‌خارد یک لحظه حال می‌آید. بعد از یک دقیقه نه اینجا چیزی است نه اینجا. به من گفتند: بیا فلان جا سخنرانی کن، گفتم: نمی‌آیم. گفت: چرا؟ گفتم: خاراندنی است. گفت: یعنی چه؟ گفتم: سخنرانی خاراندنی در یک لحظه طرف که نشسته چنین می‌کند و بعد هم هیچی به هیچی. هیچی به هیچی! سخنرانی خاراندنی و سخنرانی بی‌خاصیت، لحظه‌ای، زیبایی‌های دنیا لحظه‌ای است و لذا قرآن به آن «عرض» گفته است. «عَرَضَ هذَا الدنیا» عَرَض یعنی عارضه. مثل عطر می‌پرد.

زیبایی های شاه عباس
شاه عباس دو تا زیبایی داشت. یکی تاجش، تختش، فرش‌هایش، خانم‌هایش، طلاهایش، اینها زیبایی‌های شاه‌عباس بوده همه پرید. یک زیبایی ماندنی داشت، کاروانسرای شاه عباسی، در جاده کربلا. کاروانسرایش ماند و طلا و خودش رفت. باید مواظب باشیم این زیبایی‌ها مانع آن زیبایی‌های معنوی نشود.

خطر انحراف در نمایان ساختن زیبایی
زیبایی هم بستر انحراف است. قارون با یک تشریفاتی حرکت می‌کرد. یک عده گفتند: «یا لَیتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِی قارُون» (قصص/79) زرق و برق را که دیدند گفتند: کاش ما هم مثل قارون این همه چند تا اسب و نمی‌دانم دنگ و فنگ دارد، زیبایی‌های قارون باعث شد که عقل از مغز مردم پرید، گفتند: کاش ما هم مثل قارون بودیم. یعنی زیبایی ممکن است عامل انحراف باشد. دختران زیبای ما می‌توانند عامل انحراف باشند. پسرهای زیبای ما عامل انحراف می‌توانند باشند. زیبایی می‌تواند عامل توحید هم باشد. قرآن می‌گوید: «نَباتاً حَسَناً» (آل‌عمران/37) «رِزْقاً حَسَنا» (هود/88) «فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ» (غافر/64) زیبایی مثل کلید است. کلید هم می‌تواند در را قفل کند و هم می‌تواند در را باز کند...

 
 حجت الاسلام قرائتی در درسهایی از قرآن 21 مهر 90


 
خرده ریگ انحراف و مرده ریگ التقاط
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳  

یکم. انحراف همیشه در نسبت با خط مستقیم تعریف می شود. انحراف جایی می تواند مطرح شود که خط مستقیمی باشد. گروه انحرافی مورد بحث ما، انحرافی بودنش با خروج از خط مستقیم «سوم تیر» فهمیده می شود. خیزش سوم تیر بر چهار رکن عدالتخواهی، استکبارستیزی، اسلامخواهی و ولایت مداری اقامه گردید. گروه انحرافی مستقر در دولت در هر چهار محور مذکور ایجاد اخلال کرده است: در عدالتخواهی با وارد کردن افراد بدسابقه به دولت و حرکت های غیرموجه و مشکوک در حوزه های پول خیز صنعتی و نفتی و... (که حسب اخبار و اطلاعاتی که می رسد چنین مواردی طی دو سال اخیر رشدی وحشتناک داشته است)؛ در استکبارستیزی با یاوه هایی از قبیل دوستی با مردم اسرائیل و تعاملات غیرشفاف با حکام دست نشانده آمریکا در منطقه و عشوه شتری(!) آمدن های گاه و بیگاه برای اوباما (که البته به لطف بی محلی او متوقف شد)؛ در اسلام خواهی با شعارهای دمده ناسیونالیستی و تبدیل کردن دال های اصلی گفتمان دولت به حرفهای دم دستی و خنثای شبه روشنفکری (عشق و محبت و صلح و...) و نمایش های مهوع «سیاست باز فرهنگی» (حجاب ، سینما و...)؛ و بالاخره در ولایت مداری با مواردی چون ماجرای معاون اولی و برکناری وزیر اطلاعات.
دوم. از تعبیر گروه انحرافی استفاده می کنم و نه جریان انحرافی. چرا؟ تعبیر جریان در مورد اینان را بزرگنمایی می دانم. در واقع، گروه انحرافی با مشخصاتی که تاکنون از آن ظاهر شده، به لحاظ عمق و وسعت کوچک تر از آن است که یک جریان قلمداد شود. رأسی حداکثر سه نفره، تیم رسانه ای حداکثر 40-30 نفری که فعالیت رسانه ای شان عمدتاً به ضرر صاحبش تمام می شود، به علاوه حلقه ای از بروکرات ها و سرمایه داران که با سیاست حامی پروری (جلب حمایت در مقابل دادن امتیازات مادی) جذب شده اند و در نهایت بیش از هر چیز به موقعیت و منافع خود می اندیشند، این است آنچه که ما با آن مواجهیم! آیا از چنین چیزی به واقع می توان با عنوان یک جریان یاد کرد؟ پاسخ نگارنده منفی است.
سوم. فوراً تصحیح می کنم: آنچه که ما با آن مواجهیم و برای اهالی سوم تیر اسباب دغدغه و نگرانی را فراهم آورده فقط این ترکیب سه گانه رأس منحرف، تیم رسانه ای و تیم اداری- مالی نیست. در واقع اگر فقط همین بود که نیازی به این همه دغدغه و بحث و جدل نبود. گروه انحرافی دارایی مهم دیگری دارد که در واقع عامل اصلی توانایی و برگ اصلی بازی آن است: محمود احمدی نژاد. اگر گروه انحرافی احمدی نژاد و اعتماد و حمایت بی قید و شرط او را نداشت، اصلا ارزش این را نداشت که در صحنه سیاسی کشور مورد توجه قرارگیرد. منظور از احمدی نژاد در اینجا، نه فقط شخص وی (با همه توانایی ها و سرمایه های سیاسی و اجتماعی که دارد)، بلکه منصب رسمی و موقعیت استثنایی او در صحنه سیاسی است؛ موقعیت عجیبی که از روند تحولات شش سال اخیر ناشی می شود.
چهارم. اینکه گروه انحرافی چرا احمدی نژاد را «دارد»، سؤالی است به شدت اساسی و مهم ولی درعین حال فاقد اولویت! فعلاً به نظرم می بایست به همین گزاره کوتاه اکتفا کرد که به نظر می رسد «در این رابطه چیزی «غیرعادی» وجود دارد.» تا بعد...!
پنجم. ماهیت انحراف گروه انحرافی، کمتر از آن که بعضاً گفته می شود، فکری و عقیدتی است. در این زمینه به نظرم چارچوب تفسیری- توضیحی «التقاط نوع سوم» (که توسط استاد علیرضا پناهیان طرح گردیده است) بسیار روشنگر است. براساس این تفسیر ما پیشتر (مشخصاً در سال های پس از انقلاب) ما با دو گونه التقاط مواجه بوده ایم. در اینجا، التقاط به معنای نوعی تلفیق و امتزاج مفاهیمی دینی با مفاهیم غیردینی (غربی و مدرنیستی) است که طی آن اصالت و حقیقت مفاهیم دینی مورد خدشه یا سوء تعبیر قرار می گیرد. التقاط نوع اول (که قبل از انقلاب و نیز در مقطع اولیه پس از پیروزی مشخصاً توسط منافقین طرح شد) مبتنی بر نوعی تلفیق مکانیکی برخی مفاهیم و ادبیات دینی با نظریه های اجتماعی و سیاسی چپ (سوسیالیستی و مارکسیستی) بود. به یک معنا می توان شهید مطهری را پیشگام شناخت و مقابله با این گونه از التقاط معرفی کرد. التقاط نوع دوم، به طور گسترده ای توسط روشنفکری دینی و اصلاح طلبان از اواخر دهه شصت به فضای فکری ما وارد شد. این تیپ التقاط، نوعی تلاش برای تفسیر حداقلی دین و متناسب با ارزش های جهانی تجدد در اواخر قرن بیستم مثل دموکراسی و حقوق بشر بود. در این رویکرد، مسأله التقاط در سایه نوعی تفسیر معرفت شناسانه و هرمنوتیکی از دین و معرفت دینی، به صورتی کم و بیش آشکارا توجیه می گردید. اما نهایتاً، التقاط نوع اول و نیز نوع دوم، به سبب تناقض های چاره ناپذیر و تزاحمات آشکار با صریح ترین اصول و مسلمات متن دین سر از ناکجا آباد درآوردند که موضوع این نوشته نیست. در هر صورت ما در ماجرای گروه انحرافی با التقاط نوع سوم مواجهیم. مهم ترین وجه تفاوت این گونه از اسلافش در ماهیت واقعی آن است. جوهر و ماهیت التقاط نوع سوم نه فکری و عقیدتی که بیشتر سیاسی و عملی است. التقاط نوع اول و نوع دوم، در این نکته باهم مشترک بودند که در نهایت امر تکیه به جریان های نظری و اندیشه ای شناسنامه دار جهان معاصر داشتند و این نه فقط برای آنان منبعی غنی از ایده، برنامه پژوهشی و فکری و امکانات تحلیلی فراهم می کرد، بلکه فرصتی برای منتقدان فکری آنان نیز فراهم می کرد که بر مبنای اصول و قواعدی مشخص به نقادی آنان بپردازند. از این رو، التقاط اینان ماهیت فکری داشت که البته به طرز معناداری تبعات و نتایج سیاسی و اجتماعی نیز بر آن مترتب بود. درمورد گروه انحرافی یا همان التقاط نوع سوم، این معادله به کلی وارونه است. مباحث فکری طرح شده از سوی مغز متفکر گروه مذکور، گذشته از خصلت عمومی ابتذال و بی مایگی، به کلی فاقد شناسنامه مشخص است و آن را نمی توان، به طور کامل و مشخص، ذیل هیچ کدام از سنت های فکری عالم اسلامی و یا جریان های فکری دنیای جدید طبقه بندی کرد. آنچه که مطرح می شود، آش شله قلم کاری است که در آن از تشیع عامیانه، ایران گرایی شرق شناسانه، مفاهیم شبه صوفیانه گرفته تا حرف های ژیگولی و جوان پسند سای بابای هندی و انگاره های سطحی مدرنیستی یافت می شود. گاهی نیز برای تنوع گریزی به صحرای کربلای امام و انقلاب اسلامی می زند! در این وضعیت، ما با کثیری از ایده ها و مباحث بحث برانگیزی مواجهیم که هر چند درواقع امر با خط درست اسلام و انقلاب زاویه دارد، اما به سبب ماهیت بی هویت و بی مبنای آنها، «راه در رو» فراوان دارد! بحث فکری و نظری کردن راجع به این مباحث نیز در صورت اصیل و مبنایی آن فایده چندانی ندارد (هر چند جدل خالی از دستاورد نیست)؛ چرا که مثل ماهی می لغزد و می گریزد. ماهیت حرف ها به گونه ای است که هر جا گیر بیفتد، جا برای «دبه کردن» و ادعای اینکه «منظور ما این نبود!» وجود دارد. مصداق بارز چنین وضعی را می توان در حرف های مشایی راجع به «مکتب ایرانی» و «مدیریت انبیا» و واکنش او و طرفدارانش به انتقادات، ملاحظه کرد.
اما آنچه که این ملغمه آشوب ناک را به هم وصل می کند، چیست؟ به عبارت دیگر، عنصر قوام دهنده و کلیت بخش به این مجموعه عناصر ناسازگار چیست؟ پاسخ ساده است: قدرت و اقتضائات عرصه سیاست. بدین ترتیب، در التقاط نوع سوم که توسط گروه انحرافی مطرح شده، مسائل فکری و نظری عملا به «پروپاگاندا» تقلیل می یابد.
ششم. فقدان اصالت ویژگی محوری مضامین سیاسی مطروحه توسط گروه انحرافی نیز هست. درواقع، هیچ یک از مسائل و مضامین سیاسی که توسط این گروه طرح شده، نسبت به آنچه که پیشتر در مواجهات آغاز انقلاب و دوران اصلاحات مطرح بوده، بداعت و تازگی ندارد. گروه انحرافی سر تا پا بدلی و غیراصیل است.
به یک معنا، نظام جمهوری اسلامی در درون خود مجموعه ای از نقاط- به لحاظ اجتماعی، سیاسی و فرهنگی- حساس و حساسیت برانگیز دارد، که جریان هایی که به معارضه با آن برمی خیزند یا کسانی که به طمع قدرت وارد کارزارهای انتخاباتی می شوند، در صحنه نبرد بر روی آنها دست می گذارند. مواردی مثل آزادی های اجتماعی و فرهنگی، حجاب، ایرانیت، رابطه با آمریکا که به صورت آشکار توسط گروه انحرافی مورد توجه قرار گرفته و نیز مواردی چون «غیریت سازی روحانیت» و «برجسته سازی دوگانه انتخابی- انتصابی» (جمهوریت- ولایت) که به طور ضمنی و تلویحی طرح شده، از جمله این نقاط حساس است.
هفتم. گروه انحرافی بی ریشه است؛ بدین معنا که پایی محکم در هیچ یک از نهادها و نیروهای مهم اجتماعی ایران ندارد؛ نه دانشگاه نه بروکراسی، نه بازار، نه روحانیت و نه سپاه و بسیج. به همین سبب، تحلیل کردن آن بر مبنای زمینه و عقبه اجتماعی به کلی خطاست. موقعیت گروه انحرافی در صحنه سیاسی محصول مجموعه ای از فرصت ها و بخت های مشخص است و نه بیش از این! برای هر حرکت سیاسی بزرگ و فراگیر، اتکا به نیرویی اجتماعی لازم است. گفته می شود که گروه انحرافی با مجموعه ای از اقدامات در حال ایجاد نوعی پایگاه و نیروی اجتماعی برای خود است. اما نیروی اجتماعی چیزی نیست که کسی بتواند برای خودش ایجاد کند. نیروی اجتماعی تاریخ می خواهد، فرهنگ می خواهد، تجارب مشترک و نماد و نشان های تثبیت شده مشترک می خواهد.
درحال حاضر دو نیروی اجتماعی فعال و موثر در صحنه جامعه ایران حضور دارند که البته هرکدام می توانند در درون خود خرده جنبش هایی را نیز جای دهند. یکی نیروی اجتماعی انقلاب اسلامی است که در معنای موسع می توان با تعبیر «حزب الله» از آن یاد کرد و بخش قابل توجهی از توده های مذهبی و متدین طبقه متوسط به پایین را دربرمی گیرد و در قالب تشکیلات رسمی (بسیج) و غیررسمی (هیئات) متشکل می شود و دارای روابط تعریف شده با روحانیت، مسجد، بازار، حکومت و البته پیش از همه با ولایت فقیه است. دیگری نیروی اجتماعی تجددطلبی است که نگارنده از آن با تعبیر «طبقه متوسط جدید تهران نشین» یاد می کند (که البته به لحاظ جغرافیایی به تهران منحصر نیست): اقشار نسبتا مرفه شهری با پس زمینه تحصیلات آکادمیک و سلایق فرهنگی و مادی مدرن که با دانشگاه و بروکراسی سرمایه داری نوکیسه صنعتی- تجاری و نیز شرایط جهانی دارای نسبت هستند. این هردو نیرو، عمق و تاریخی به قدمت تاریخ تجدد ما (از دوره مشروطه و به خصوص از دوره پهلوی اول) دارند و خوب که بنگریم، صحنه منازعه سیاسی ما و دوجریان اصلی متنازع در طول این 100 سال، بر چنین عقبه اجتماعی اتکا داشته اند. نیروهای اجتماعی دیگری نیز بوده اند که در مقاطعی منشأیت اثر داشته اند (مشخصا می توان از قومیت یاد کرد) اما به لحاظ گستره و دربرگیری با این دو نیروی اصلی قابل قیاس نبوده و درمسیر تحولات از اهمیت آنان کاسته شده است.
با این تفاسیر، روشن است که نیروی اجتماعی چیزی نیست که به صورت پروژه ای در کوتاه مدت و حتی میان مدت ایجاد شود. ضمنا نیروی اجتماعی چیزی غیر از سبد آرا و میزان محبوبیت فردی این یا آن شخص است. رأی 24 میلیونی احمدی نژاد، چنان که رأی 20 میلیونی خاتمی، به خودی خود نیروی اجتماعی نیست. این آرا خود در پرتو تلاش یک نیروی اجتماعی به دست آمده است و در غیاب این نیروی اجتماعی واسط کار چندانی از پیش نمی برد. (در فقره بعدی توضیح داده می شود) پس گروه انحرافی برای پیشبرد پروژه سیاسی خود به نیرویی اجتماعی محتاج است که به روشنی فاقد آن است. ممکن است برخی اقدامات و تلاشهای این گروه در راستای تصرف موقعیت پیشین اصلاح طلبان و تبدیل شدن به نماینده سیاسی جدید «طبقه متوسط...» قلمداد می شود. اصل تصور وجود چنین تمایلی در گروه انحرافی علی الظاهر بی وجه نیست. اما میزان موفقیت آنان در چنین پروژه ای نقطه تردید است. با توجه به احساسات منفی توأم با کینه و نفرت اهالی «طبقه متوسط...» نسبت به شخص دکتر تحقق این هدف در کوتاه مدت بعید به نظر می رسد. از نظر نگارنده تحقق چنین هدفی، با توجه به بضاعت فکری و سیاسی گروه انحرافی در میان مدت و بلندمدت نیز بعید است.
هشتم: معادلات حاکم بر شکل گیری آرای انتخاباتی مردم پیچیده تر از آن است که در فرمول ساده «اگه منو دوس دارین، به... رای بدین!» بگنجد. واضح است که بخش مهمی از دو رکورد رأی خاتمی و احمدی نژاد با هم مشترک هستند. محبوبیت فردی چیزی نیست که به سهولت به نیروی تاثیرگذار بر تصمیمات و اراده های اجتماعی مبدل شود. تجربه انتخابات دوره سوم شورای شهر تهران نیز از این زاویه بسیار معنادار است: به فاصله کمی از انتخابات ریاست جمهوری نهم و در اوج محبوبیت دکتر احمدی نژاد، لیست منسوب به حامیان او که نام خواهر وی را بر صدر خود داشت، در انتخابات شوراها شکست سنگینی متحمل شد. برخلاف انتظار ما، خانم احمدی نژاد در جایگاه هشتم انتخابات مذکور قرار گرفت. یک دلیل مهم و ساده این بود که بخش مهمی از افراد (حتی طرفداران پر و پاقرص دکتر) لیستی که سرلیست آن مهندس چمران بود را لیست اصلی قلمداد کردند. نقش واسط ها مهم تر از آن است که برخی تصور می کنند. محبوبیت فردی در غیاب نیروی اجتماعی واسط، توان برش ندارد.
نهم: با این تفاسیر، گروه انحرافی فاقد توانایی های حداقلی در جهت پیش بردن اهداف خویش است. در واقع از جهت ایجابی چیز زیادی در چنته ندارد. اما در وجه سلبی و تخریبی وضع به گونه دیگری است. گروه انحرافی توانایی تخریبی گسترده ای دارد که تاکنون نیز بخش های مهمی از آن ظاهر شده است. از همین روست که باید برای آن چاره اندیشید. فرصت سوزی، ایجاد اختلاف درونی، فرسایش کارکردی نهادهای رسمی و افول کارآمدی سیستم بخشی از آسیب هاست که تاکنون ظاهر گردیده است. اما این آسیب ها می تواند (بهتر است بگوییم، می توانست) ریشه ای تر و حیاتی تر از اینها هم باشد. مثلااقدامات گروه انحرافی، چنانچه در سایه ارادت و علاقه نیروهای حزب اللهی به احمدی نژاد مورد توجیه و تخفیف قرار گیرد، می تواند گام بلندی در راستای عرفی (سکولار) سازی این نیروها باشد. به راستی چه کسی می تواند بهتر از گروه انحرافی منتسب به احمدی نژاد حساسیت نیروهای مذهبی و حزب اللهی را در قبال سیاست فرهنگی شبه لیبرالی، تعارض با روحانیت و نافرمانی از ولی فقیه کمرنگ سازد و از این طریق عرصه سیاسی کشور را به صورتی قابل توجه عرفی کند؟
از سوی دیگر، گروه انحرافی با انحرافات و مفاسد و ویرانگری های خود این توانایی را دارد که در اصالت و اهمیت اصل حرکت سوم تیر تردید و تزلزل ایجاد کند و آن را به یک «دست به دست شدن قدرت صرف» تقلیل دهد. این به معنای اتلاف بزرگ ترین دستاورد حزب الله در دهه اخیر است.
دهم: برای اینکه از صدمات حاصل از چنین ضربات مهلکی بکاهیم، چه باید کرد؟ پاسخ کم و بیش روشن است: باید صریح و آشکارا با گروه انحرافی و دولت آلوده به این جریان مرزبندی کنیم. این البته کاری است که جریان سوم تیر حالا دیگر به خوبی انجام داده و از این طریق راه را برای خطراتی از جنس دو مورد آخری که ذکر شد، بسته است. جریان سوم تیر، به عنوان رهروان اصیل مسیر انقلاب اسلامی، نمی بایست زیربار پرداخت صورت حساب هزینه اقدامات گروه انحرافی برود. باید به روشنی گفت که مسیری که دولت کنونی درحال طی آن است، عمدتا متفاوت با نقشه راه سوم تیر است. هرچند، این نافی اینکه همین حالا هم اقدامات درست و کارهای بسیار خوبی می شود، نیست. روشن است که از اقدامات خوب باید دفاع کرد.تفکیک قائل شدن میان احمدی نژاد و مشایی هم اگر دو سال پیش محلی از اعراب داشت، سوگمندانه، اینک فقط اسباب مضحکه را فراهم می کند. آنچه به آن نیازمندیم بیشتر تفکیک احمدی نژاد از احمدی نژاد است: احمدی نژاد 84 از احمدی نژاد .90 جریان سوم تیر، کماکان باید از احمدی نژاد 84 (هرچند با تحفظ و فاصله ای انتقادی) دفاع کند و البته به احمدی نژاد90 به عنوان رئیس جمهور قانونی احترام گذارد.
هرآنچه در این نوشته، در باب حقارت ذاتی، بی مایگی، ابتذال و فقدان اصالت و بی ریشگی گروه انحرافی مطرح گردید را می توان به مثابه حاشیه ای بر عبارت رهبری درباره این گروه، که از آن به عنوان موضوعی فرعی یاد کردند، قلمداد کرد. گروه انحرافی مسئله اصلی نظام نیست. مسئله اصلی نظام خلل های موجود در کارآمدی، دستیابی به الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت، جنبش نرم افزاری، هدایت تحولات کنونی جهان اسلام و مقابله با تهدیدات گوناگون غرب است. اما این به معنی اینکه اصولا نباید به مسئله فرعی (گروه انحرافی) پرداخته شود، نیست.
مسافری که در مسیر سفری سرنوشت ساز در حرکت است، نمی تواند به خرده ریگی که به کفشش افتاده (و به هزار و یک دلیل نمی تواند کفشش را از پای خارج کند)، بی توجه باشد. اما این توجه نباید مانع از نگاه او به عمق جاده گردد. متأسفانه این اتفاقی است که در رفتار برخی رسانه ها و فعالان سوم تیری به نظر می رسد، رخ داده باشد. سجاد صفار هرندی



 
نقش بسیج در امر به معروف و نهی از منکر
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧  

مسئله ای که ممکن است به ذهن خطور کند این است که اگر بنا باشد هر فردی در برابر همه مردم مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر را عهده دار شود و در پی انجام آن باشد، دیگر هیچ گاه به کار خود نخواهد رسید. اگر کسی موظف شود که هم، نیازهای مادی همسایگان، خویشاوندان، اهل محله و دیگر افراد جامعه را تأمین کند، و هم نیازهای اخلاقی را پاسخ گو باشد، کارهای فردی او، در نتیجه، کارهای اجتماعی نیز مختل می ماند، و نقض غرض خواهد شد. اما اگر کسانی در جامعه، که هم بلاغت نسبی دارند، هم احساس مسئولیت بیشتری می کنند، و هم حاضرند داوطلبانه، در این زمینه فداکاری کنند، عهده دار مسئولیت این امر گردند، این مسئولیت از دیگران ساقط می شود. در آیه ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکرو اولئک هم المفلحون؛ «و باید از میان شما گروهی باشند دعوتگر به خیر که به نیکی فرمان دهند و از ناشایستی باز دارند و اینان رستگارند»، اگر «من» را تبعیضیه بگیریم، این احتمال وجود دارد که آیه اشاره به همین مطلب باشد که باید همیشه در جامعه گروهی برای رسیدگی به نیازمندی های مادی و معنوی دیگران آماده باشند.
طبعاً چنین کسانی نه یک هیئت حاکمه محدود، متشکل از اعضای کابینه یا تعدادی کارمند دولت هستند، و نه عموم مردم؛ بلکه قشر متوسطی بین عموم مردم و بین آن هیئت حاکمه اند که بیش از دیگران به مسئولیت های اجتماعی اهمیت می دهند. برای نمونه، موقعیت بسیج در جامعه، چنین است؛ کسانی که وظایف فردی خود را درست انجام می دهند، در تأمین نیازهای مادی و معنوی دیگران داوطلب می شوند؛ چنین کسانی در هنگام شیوع یک بیماری، برای یاری رساندن به بیماران پیش قدم می گردند، در هنگام بروز جنگ، داوطلبانه وارد میدان جنگ می شوند و در هنگام بروز مشکل اخلاقی در جامعه نیز، در عمل، خواهند کوشید. پس بسیجی در جامعه ما بار جامعه را به دوش می کشد و برای سالم ماندن و تأمین نیاز دیگران فداکاری می کند تا دیگران به فساد مبتلا نشوند.
در چنین صورتی، جامعه در مسیر سعادت قرار خواهد گرفت؛ چرا که هم صاحبان مشاغل مختلف می توانند کارهای خود را با جدیت انجام دهند و دیگر نگران مسئولیت های اجتماعی نباشند و هم خاطر دولت آسوده است که به قدر کافی نیرو برای تأمین نیازمندی های جامعه وجود دارد و همه بارها به دوش کارمندان رسمی دولت نیست. در آن زمان که بسیجیان جان برکف، دست از کار و زندگی خود می کشند و حاضر می شوند به کمک هموطنان و هم دینانشان بشتابند، و برای تأمین نیازمندی های جامعه سر از پا نمی شناسند، دیگر، نهادهای مسئول نگرانی نخواهند داشت و کارشان به سامان خواهد رسید.
امروزه برای کسانی همچون بسیجیان، نوبت حضور در جبهه فرهنگی است؛ این همان جبهه ای است که سالیانی پیش گشوده شد و مقام معظم رهبری نیز بارها هشدار داده اند که ما مورد هجوم و شبیخون فرهنگی قرار گرفته ایم، و دشمنان ما از این طریق درصددند فرهنگ ما را غارت کنند. در این موقعیت نمی توان منتظر ماند تا دولت با نیروهای محدود خود، با آفت فساد در جامعه مبارزه کند. همان گونه که دولت در زمان جنگ قادر نبود، به تنهایی جنگ را اداره کند، در این جنگ فرهنگی هم قادر نخواهد بود به تنهایی از پس مقابله با آن برآید. از سوی دیگر هم اگر منتظر باشیم تا همه مردم در این زمینه وارد عمل شوند و یکسان مشارکت کنند، کارهای دیگر مختل می شود. در اینجا هم بار دیگر نوبت کسانی همچون بسیجیان فداکار است که به مقابله با این تهاجم فرهنگی برخیزند. در دوران دفاع مقدس، بسیجیان تعلیمات زیاد نظامی ندیده بودند، اما دوره های کوتاه مدت و فشرده چهل و پنج روزه را می گذراندند و عازم میدان رزم می شدند. در این جبهه فرهنگی نیز همین بسیجیان اند که باید پیشگام باشند و ضمن مجهز کردن خود به مبانی اعتقادی و دینی، با بیماری خانمان برانداز فساد اخلاقی در جامعه مبارزه کنند. پس بسیجی باید در این مسیر، شناخت خود را درباره حقایق اسلام افزایش دهد، راه پاسخ گویی به شبهات ایمان سوز را بهتر بیاموزد و با احساس مسئولیت، به مداوای مبتلایان به شک در اعتقادات و نیز مبتلایان به فسادهای اخلاقی بشتابد.  ( از بیانات  حضرت آیت الله محمد تقی مصباح یزدی )



 
قحطی بزرگ در ایران
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٤  

در جنگ جهانی اول ایران در خلال سالهای 1916 تا 1917 دچار فجایعی گردید که در اثر آن بروز قحطی و از بین رفتن 8 تا 10 میلیون نفر از مردم کشور عزیز ما را بدنبال داشت. جنایات کشورهای درگیر در این جنگ خسارات هنگفت مادی و معنوی فراوانی را به ایران تحمیل نمود. جای تامل دارد که پس از پایان جنگ جهانی اول این جنایتکاران جهانی بدون هیچگونه پرداخت غرامت و عذرخواهی تنها با چپاول سرمایه های ایران راه خود را گرفته و خود را برای جنایتی بزرگتر در جنگ جهانی دوم آماده ساختند. بجاست مجامع حقوقی و وزارت کشور و سایر دستگاهها و سازمانهای مردم نهاد هزینه این همه خسارات و این مطالبه به حق مردم ایران را از این زورگویان جهانی در این دو جنگ جهانی پیگیری نمایند.

اسناد این فجایع را بخوانید.



 
بیانات مهم امام خامنه ای در اجلاس بین‌المللی بیدارى اسلامى‌
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٩  

نظام‌سازى کار بزرگ و اصلى شما است. این کارى پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهاى لائیک یا لیبرالیسم غربى، یا ناسیونالیسم افراطى، یا گرایشهاى چپ مارکسیستى، خود را بر شما تحمیل کند.

 اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیرى براى آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائى را باید امت واحده‌ى اسلامى و ایجاد تمدن اسلامى  جدید بر پایه‌ى دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.

 آزادى فلسطین از چنگال درنده‌ى صهیونیستها نیز هدفى بزرگ است. کشورهاى بالکان و قفقاز و آسیاى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهاى ظالم نجات یابد؟

متن کامل در ادامه...



 
وظیفه جوانان در برابر توطئه اندلسی کردن ایران
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  

 امروز شما جوانان هدف توطئه‌اى بسیار خطرناک هستید. این خطرات هرجایى که اسلام و ایمان هست و نسل جوان دل به سوى معنویت و حقیقت دارد، وجود دارد. راه رهایى از آنها هم وجود دارد و این چیزى است که من و شما باید به آن فکر کنیم. من مثل پدر شما هستم. چه در سنین جوانى و چه در دورانهاى بعد، دهها سال از عمرم را با جوانان گذرانده‌ام. مى‌دانم جوانى چقدر مبارک و جوشش جوانى چقدر با ارزش است. مى‌دانم که کلید حلّ مشکلات کشور به دست جوانان است؛ اما به شرطى که جوانان براى کشور ما باقى بمانند و اراده، روحیه و ایمان جوانان ما - چیزهایى که دشمنان ما آنها را هدف گرفته‌اند - محکم و پابرجا باشد.
- امروز وظیفه‌ى ما چیست؟ جوانان عزیز! در این رابطه هم مسؤولان وظیفه دارند و هم خود شما موظّفید. بعضى از شما جوانان عزیز مى‌گویید به ما اعتماد کنید. این، همان اعتماد است. مشکلى که متوجّه ملت ایران - که اکثراً جوانند - است، باید با همّت، اراده، ایستادگى، هوشیارى و آگاهى نسل جوان خنثى شود. البته مسؤولان و نظام اسلامى وظیفه‌ى سنگینى بر عهده دارند. باید بستر این آمادگى فرهنگى و اخلاقى را براى جوانان فراهم کنند؛ اما اوّلین مسؤولیت را جوانان بر دوش دارند. این مسؤولیت چیست؟ این مسؤولیت آن است که جوان به عنوان یک انسان، خود را امانت خدا و به عنوان یک جوان، ذخیره‌ى ملى بداند. دشمنان تلاش مى‌کنند این جوان را با مواد مخدّر و به شهوات و مسکرات آلوده کنند و با پرداختن به چیزهایى که او را از پیمودن این راه طولانى به سوى قلّه‌هاى سعادت و افتخار باز مى‌دارد، مشغول و سرگرم نمایند تا در نهایت فاسد شود. جوان بایستى در خود و محیط پیرامونش ایمان و معرفت و اراده را تقویت کند. یکایک شما دختران و پسران باید در محیط دانشگاه، مدرسه، کار و تلاش اجتماعى و سیاسى مراقب باشید و از نفوذ فساد و رخنه کردن ترشّحات آن جلوگیرى کنید. باید نسبت به آن حسّاس باشید.

من جوانان عزیز را به یک مجاهدت حقیقى دعوت مى‌کنم. مجاهدت فقط جنگیدن و به میدان جنگ رفتن نیست. کوشش در میدان علم، اخلاق، همکاریهاى سیاسى و تحقیق نیز براى مردم جهاد محسوب مى‌شود. ایجاد فرهنگ و اندیشه‌ى صحیح در جامعه نیز جهاد است. اینها، همه جهاد در راه خدا و جهاد فى‌سبیل‌اللَّه است. طرف این جهاد، مستکبران، دشمنان و کسانى هستند که با اسلام، ایران، هویّت، ملیّت، اسلامیّت و صفتهاى اسلامى عناد و دشمنى دارند. قرآن مى‌گوید: «اشدّاء على الکفّار(244)»؛ مسلمانان بایستى نسبت به کفّار سختگیر باشند. این کفّار کجا هستند؟ هر غیر معتقد به اسلام کسى نیست که باید نسبت به او سختگیر بود و شدّت گرفت. قرآن مى‌گوید: «لا ینهاکم اللَّه عن الّذین لم یقاتلوکم فى الدّین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبرّوهم و تقسطوا الیهم انّ اللَّه یحبّ المقسطین(245)»؛ کسانى که با شما سر ستیزه ندارند و علیه شما توطئه نمى‌کنند و کمر به نابودى نسل و ملت شما نبسته‌اند، ولو از دین دیگرى باشند، با آنها نیکى کنید و رفتار خوب داشته باشید؛ کافرى که با او باید شدید بود، این نیست. «انّما ینهاکم اللَّه عن الّذین قاتلوکم فى الدّین و اخرجوکم من دیارکم  (246)». باید با کسانى شدید بود که با هویّت، اسلام، ملیّت، کشور، تمامیت ارضى، استقلال، شرف، عزّت، ناموس، سنّتها، فرهنگ و ارزشهاى شما مبارزه مى‌کنند. این فرهنگى است که باید بر جامعه‌ى ما حاکم باشد. تساهل و تسامح باید بین خود مسلمانان برقرار باشد.
فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری 6/12/81 در دیدار با مردم سیستان و بلوچستان



 
دستور صهیونیستها به آمریکا : سیاست اندلسی کردن ایران
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  

یکى از مسؤولان طراز اوّلِ کشور صهیونیستىِ غاصب اسرائیل، در سال گذشته توصیه‌اى به امریکاییها کرد. این توصیه کاملاً در مطبوعات خارجى و اینترنت منعکس شد و امر پنهانى و مخفیانه‌اى نیست. توصیه‌ى وى به امریکاییها این بود که بیهوده وقت خود را با عراق و کره‌ى شمالى و کشورهایى از این قبیل تلف نکنید. مسأله‌ى اصلى شما ایران است. اگر خاورمیانه را مى‌خواهید، وقتتان را مصروف عراق نکنید، سراغ ایران بروید؛ کانون و سرچشمه آن‌جاست؛ اما ایران مثل عراق و کره‌ى شمالى و افغانستان نیست که بتوان با حمله‌ى نظامى آن را تسخیر کرد. نظام و حکومت اسلامى به مردم متّکى است، مردم آن را حفظ کرده‌اند. باید کارى کنید که مردم آن را رها کنند. راهش این است که مردم را با ترویج فرهنگ و ادبیّات غربى و فرهنگ و تربیت امریکایى، به واگرایى نسبت به دین و فرهنگ و سنّت و تاریخشان سوق داد. وقتى مردم این تعلّقات را رها کردند، بعد از گذشت چند سال، بدون این‌که سرمایه‌اى صرف کنید، با یک حمله و تحرّک احیاناً نظامى مختصر مى‌توانید این مانع بزرگ، یعنى نظام اسلامى را از سر راه بردارید! پیش از این در سال گذشته نیز، وقتى روستاها و شهرهاى افغانستان بر اثر موشکهاى امریکایى ویران مى‌شدند و ملّت مظلوم افغانستان زیر بمباران امریکاییها دست و پا مى‌زد، یک استراتژیست نظامى امریکا گفت: اگر به جاى این موشکها، براى جوانان افغان لباس زیرِ زنانه و وسایل شهوترانى و پوششهاى سبک غربى و امریکایى بفرستید، بدون صرف این هزینه‌ها مى‌توانید افغانستان را تصرّف کنید و خرج تسلیحات در کیسه‌تان باقى مى‌ماند! به جاى بمب و موشک و راکت، سى‌دى‌هاى پُرنوگرافى ومنظره‌ها و ادبیّات مهیج شهوت را میان آنها ترویج کنید، آن وقت کار بر شما آسان مى‌شود.
این یک سیاست اساسى است. این امر را دست کم نگیرید. بیست میلیون دلار براى مبارزه با ایران هزینه تعیین کردند. مگر مى‌توان با صرف بیست میلیون دلار با ایران مبارزه و بر آن غلبه کرد!؟ آنها میلیاردها دلار خرج مى‌کنند و برایشان هم مى‌ارزد. ایران با منابع غنى، بازار مصرف، موقعیّت استراتژیک و نیروى انسانى سرشار، گنجینه‌اى است که فنآورى، صنعت و کارخانجات غربى براى زنده ماندن، به آن احتیاج دارند. مغز جوان ایرانى، نفت و بازار فروش ملت ایران براى آنها حیاتى است و هدف آنها نیز همین موارد است.

سیاست امروز، سیاست اندلسى کردن ایران است! موضوعى که من با شما در میان مى‌گذارم شکل موعظه ندارد؛ بلکه موضوعى اساسى است که با بهترین عناصر یک ملت - که شما جوانان باشید - در میان گذاشته مى‌شود. فقط شما مخاطب من نیستید؛ این سخن را جوانان سراسر کشور هم خواهند شنید. نسل جوان کشور که بیش از نیمى از ملت و جمعیت کشور است، باید بداند در مقابل آرزوهاى بزرگ، آرمانهاى بلند و هدفهاى مقدّس و قابل قبول و موجّه او چه موانعى وجود دارد. روزگارى مسلمانان در جنوب اروپا و در اسپانیا تا جنوب فرانسه، کشورى اسلامى به‌وجود آوردند. این کشور مهد تمدّن شد و علم در اروپا از همان تمدّن اندلسىِ قرون اوّلیه‌ى اسلام شکوفا گردید. شکوفایى علم در آن سرزمین، داستانهایى دارد و خودِ غربیها نیز به آن معترفند. البته اکنون سعى مى‌کنند این ورق را از تاریخ علم حذف و نام مسلمانان را به‌کلّى پاک کنند؛ اما خودِ آنها، این تاریخ را ثبت کرده‌اند و البته در تواریخ ما هم ثبت شده است.

اروپاییها وقتى خواستند اندلس را از مسلمانان پس بگیرند، اقدامى بلند مدّت کردند. آن روز صهیونیستها نبودند؛ اما دشمنان اسلام و مراکز سیاسى، علیه اسلام فعّال بودند. آنها به فاسد کردن جوانان پرداختند و در این راستا انگیزه‌هاى مختلف مسیحى، مذهبى یا سیاسى داشتند. یکى از کارها این بود که تاکستانهایى را وقف کردند تا شراب آنها را به‌طور مجّانى در اختیار جوانان قرار دهند! جوانان را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند تا آنها را به شهوات آلوده کنند! گذشت زمان راههاى اصلى براى فاسد یا آباد کردن یک ملت را عوض نمى‌کند. امروز هم آنها همین کار را مى‌کنند. البته دشمن هدفهاى اقتصادى، فرهنگى و سیاسى هم دارد.

آنها اهداف فرهنگى هم دارند. به فرهنگ اسلامى کینه مى‌ورزند و با آن عناد دارند. فرهنگ اسلامى آراءِ روشنفکران اروپا را به چالش کشیده و لیبرال دمکراسى را که پرچم برافراشته‌ى غرب است، مورد تردید قرار داده است. فرهنگ اسلامى روح استقلال‌طلبى و رشادت را در جامعه‌ى بزرگ و یک میلیارد و چند صدمیلیونىِ مسلمانان، ترویج مى‌کند و این امر در حسّاسترین منطقه‌ى دنیا از لحاظ استراتژیک و منابع نفتى و زیر زمینى، شدّت بیشترى دارد. فرهنگ اسلامى، این جامعه‌ى بزرگ را به فکر حیات مجدّد خود انداخته است؛ بنابراین به آن کینه مى‌ورزند و قصد کوبیدن آن را دارند.

البته آنها در بلندگوها از بحث آزاد و گفتگو و دمکراسى سخن مى‌گویند؛ اما این شعارى دروغین است. آنها اهل گفتگو، دمکراسى و بحث آزاد نیستند. در داخل ایران، پلورالیسم، شکّاکیت، شک در مسلّمات و اوّلیات اعتقادى و تسامح و تساهل را ترویج مى‌کنند؛ مى‌گویند از عقایدتان بگذرید و نسبت به آنها تساهل و تسامح داشته باشید. اما این مربوط به داخل جامعه‌ى ایران و جوامع اسلامى است. وقتى بحث به جایى مى‌رسد که خودشان آن را ارزشهاى امریکایى و غربى خطاب مى‌کنند، دیگر جاى گفتگو نیست. مشابه‌سازى، یکسان‌سازى و جهانى‌سازى، اعتقادات مسلّمى است که دنیا باید در مقابل آنها کوچکترین اعتراضى نکند! در این‌جا دیگر چهره‌ى دیکتاتورى به خود مى‌گیرند. پرچم دمکراسى و آزادیخواهى یک دروغ آشکار است. کدام امریکا مى‌خواهد به مردم دنیا آزادى هدیه دهد؟! امریکایى که براى حفظ منابع خود، ملتها را با فجیعترین وضع به بدبختى سوق مى‌دهد؟! امریکایى که فجایعش در ویتنام و افغانستان فراموش نشده و نخواهد شد - این فجایع هنوز هم ادامه دارد - و امروز هم مردم عراق را تهدید مى‌کند؟! در این‌جا با پرچم دمکراسى پیش مى‌آید؛ اما نوبت به مردم فلسطین که مى‌رسد، از دمکراسى خبرى نیست! آیا مردم فلسطین انسان نیستند؟!

فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری 6/12/81 در دیدار با مردم سیستان و بلوچستان



 
حقوق بشر در کشورهای عربی منطقه و ممالک غربی
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤  

وضعیت حقوق بشر در فرانسه
دولت فرانسه از مدعیان به اصطلاح حقوق بشر و آزادی های اساسی در جهان به شمار می رود که هر از گاهی در حرکتی نمایشی اقدام به انتشار گزارش های حقوق بشری علیه کشورهای مختلف از جمله جمهوری اسلامی ایران می کند. در حالی که اقلیت های قومی، نژادی و مذهبی فرانسه و همچنین مهاجرین، زنان و کودکان و... در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. آن گونه که واقعیات نشان می دهد مهم ترین اصول حقوق بشر به شکل گسترده ای در این کشور نقض می شود. از جمله؛(34)
نقض آشکار موازین انسانی، حقوق بین الملل و حقوق بشر به شکل گسترده؛
- آزادی یکی از اصول محوری حقوق بشر است که در اصول متعدد اعلامیه جهانی حقوق بشر بر ضرورت رعایت آن تأکید شده است؛ ولی به دلایل واهی از سوی دولت، برخی شهروندان و پلیس این کشور نقض می شود. براساس ماده 18 اعلامیه و همچنین در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر.(35)و ماده دوم قانون اساسی 1958 فرانسه (36)
- محاکمه افرادی نظیر «روژه گارودی» نویسنده و محقق فرانسوی به دلیل ترویج اندیشه و نوشتن کتابی تاریخی و طرح واقعیاتی مستند درباره صهیونیسم بین الملل و انکار هولوکاست.
- محرومیت مسلمانان این کشور از آزادی های فردی و اجتماعی(مانند تحصیل دختران محجبه در مدارس و دانشگاه ها) به بهانه دفاع از ارزش های سکولار، با به اجرا گذاشتن قانون منع حجاب.
- سرکوب هر نوع همبستگی مسلمانان مقیم فرانسه با جنبش های اسلامی در الجزایر و فلسطین با فشار سیاسی و تبلیغاتی و زندانی کردن رهبران آنان.(37)
- تحقیر اقلیت های دینی همچون مسلمانان و قومیت هایی همچون عرب تبارها و سیاه پوستان توسط مقامات عالی رتبه دولتی این کشور علناً از طریق رسانه های عمومی و عدم به رسمیت شناختن و محرومیت از کرسی پارلمان و دیگر نهادهای تصمیم گیری.
- ناآرامی ها و اعتراضات عمومی که در ارتباط با قتل دو نوجوان فرانسوی به دست نیروهای پلیس فرانسه رخ داد و شهرهای مهم این کشور را در برگرفت، مربوط به دو نوجوان مسلمان به نام «زیاد بنا» 17 ساله و «بنو تراوره» 15 ساله بود. «نیکولا سارکوزی»، با اظهارات خود در پشتیبانی از نیروی پلیس و علیه نوجوانان، باعث خشم جوانان و نوجوانان مسلمان شد.
- نمونه دیگر، حمله پلیس و گارد ویژه به زن و مرد مسلمان است که در حال انجام فریضه نماز داخل مسجد «بلال» بودند.(38)
- کشور فرانسه دارای بیش از 60 میلیون جمعیت است: از نظر مذهبی 83 تا 88 درصد از آنها کاتولیک، 8 تا 10 درصد مسلمان، دو درصد پروتستان، یک درصد یهودی و 4 درصد هم متفرقه می باشد. مسلمانان با جمعیتی قریب به ده درصد، از نظر مذهبی بعد از کاتولیک ها به عنوان دومین مذهب فرانسه به شمار می آیند؛ اما با این حال هیچ نماینده ای در ارکان اصلی قدرت حتی پارلمان این کشور ندارند.
براساس مواد 2 و 7 اعلامیه حقوق بشر یکی دیگر از اصول محوری حقوق بشر مبارزه با هر نوع تبعیض میان انسان هاست؛
- سابقه استعمار فرانسه و نگرش تحقیرآمیز به ملت های تحت سلطه در الجزایر، مراکش، تونس، هند، چین و سرزمین های دیگری که پیشتر قلمروی استعمار فرانسوی ها محسوب می شده اند.(39)
- تبعیض نژادی علیه شهروندان فرانسوی آفریقایی تبار به ویژه در زمینه ارائه خدمات بهداشتی و درمانی و کار و آموزش از سوی دولت.
- بدرفتاری پلیس فرانسه با شهروندان فرانسوی آفریقایی تبار یا خاورمیانه ای یکی از بزرگ ترین معضلات این کشور است.
- در چند سال اخیر در گزارش های سازمان های حقوق بشری از جمله عفو بین الملل نام فرانسه در لیست کشورهایی قرار دارد که قتل های غیرقانونی در آنجا به وقوع پیوسته و بازداشت شدگان مورد شکنجه و سوء رفتار واقع می شوند.(40)
- در حال حاضر در 200 زندان فرانسه بیش از 63 هزار زندانی وجود دارد که یکی از بالاترین آمار در سطح اتحادیه اروپاست.
- بر طبق اعلام مدیریت زندان های فرانسه در نیمه اول ژانویه 2009 تعداد خودکشی ها در زندان های فرانسه حدود دو برابر مدت مشابه سال قبل گزارش شده است. این رقم دو برابر کشورهای دیگر اروپایی نظیر آلمان، بریتانیا و اسپانیا می باشد. طی سه سال اخیر در مجموع 304 زندانی در زندان های فرانسه خودکشی کرده اند و این آمار روند تصاعدی دارد.
- بیش از 11 درصد از زنان فرانسوی (که مورد مصاحبه قرار گرفتند) اعلام کردند که مورد خشونت واقع شده اند. 40 درصد از این 11 درصد در دوره کودکی مورد خشونت قرار گرفته اند، همچنین در حدود 3 درصد فرانسوی ها قربانی خشونت جنسی دائم در کودکی بوده اند.
- فرانسه متهم به نقض حقوق کودکان شد؛ به گفته مسئول نهاد مدافعان حقوق کودکان در فرانسه، بررسی ها نشان می دهد که این کشور به اقدامات کافی برای حمایت از حقوق کودکان دست نزده و این مهم در کشور نیز از سیر نزولی برخوردار است.(41)
- به طور متوسط روزانه بیش از یک حکم محکومیت در دادگاه های فرانسه در مورد تجاوز به محارم و یا شخصی از اعضای نزدیک خانواده و یا اسلاف وی صادر می شود.
- در دعواهای خانوادگی در فرانسه در هر سه روز یک زن و هر 14 روز یک مرد کشته می شود.
- تاکنون 48 رأی با موضوع حقوق بشر علیه فرانسه در دادگاه حقوق بشری اروپایی صادر شده است.
- در حال حاضر در فرانسه بیش از 7/9 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند که درآمد روزانه آنها براساس معیارهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول پایین تر از استانداردهای لازم است. این در حالی است که این رقم در سال 2005 حدود 7/7 میلیون نفر بود. بحران اقتصادی باعث افزایش بیکاری، جنایت و کاهش سطح و استاندارد زندگی فرانسویان شده که نارضایتی های زیادی را به دنبال داشته است.
- بستن فضای اجتماعی برای بسیاری از گروه های اقلیت فرانسه و بازگذاشتن دست صهیونیست ها برای فعالیت همه جانبه در این کشور.(42)
- خشونت نیروهای پلیس فرانسه در درگیری های اخیر بین معترضان و نیروهای امنیتی در شهر مونترویل در نزدیکی پاریس.
علاوه بر موارد فوق، بدرفتاری و خشونت علیه مهاجران، قاچاق دختران و زنان در فرانسه (برطبق گزارش کمیته مبارزه با اشکال تبعیض علیه زنان سازمان ملل متحد)، خشونت فزاینده علیه زنان فرانسوی، نقض آشکار حقوق اساسی مسلمانان و سایر اقلیت ها و اقدامات نژادپرستانه علیه آنان و... از جمله موارد آشکار نقض حقوق بشر در فرانسه است.(43)
- حمایت و اعطای حق شهروندی به مجرمان سیاسی و امنیتی و فراری شده از ایران نظیر رجوی و بنی صدر.

وضعیت حقوق بشر در آلمان
کشور آلمان نیز از جمله کشورهایی است که سابقه و پرونده ای سیاه در زمینه حقوق بشر دارد و کلکسیونی از موارد نقض حقوق بشر را به جای گذاشته است. مواردی از قبیل:



 
یک میلیارد مسلمان در روز قدس: مرگ بر اسرائیل مرگ بر آمریکا
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳  

در روز جهانی قدس یک میلیارد مسلمان با حمایت از مقاومت مسلمانان مظلوم فلسطین و لبنان و پشتیبانی از خیزش و بیداری اسلامی در کشورهای منطقه با عزمی راسخ در راهپیمایی این روز سرنوشت ساز شرکت کرده و باردیگر فریاد های مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا سر خواهند داد و برای برگشت سرزمین مقدس فلسطین به صاحبان اصلی آن دست وحدت و همدلی به هم داده و تا محو رژیم غاصب و جنایتکار و جعلی اسرائیل از پا نخواهند نشست.   در آستانه روزجهانی قدس مقام معظم رهبری فرمودند:

- روز قدس یک روز بین المللی اسلامی و روز بزرگ و مهمی است که ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان، حرف حقی را که استکبار حداقل شصت سال برای خاموش کردن آن سرمایه گذاری کرده بود، فریاد می کنند.
- تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران و اعلام روز قدس و تبدیل سفارت رژیم صهیونیستی در تهران به سفارت فلسطین، حرکت تهاجمی بود که در مقابل توطئه شصت ساله استعمار برای محو فلسطین از نقش جغرافیای جهان، ایستاد.
- روز قدس پشتوانه امنیت کشور نیز است و هر ایرانی که روز قدس به خیابان می آید، در واقع به امنیت کشور و ملت و حفظ دستاوردهای انقلاب کمک کرده است.
- به لطف خداوند امسال نیز روز قدس در کشور و در کشورهای اسلامی با عظمت تر برگزار خواهد شد. 2/6/90

 



 
کدام حقوق؟! کدام بشر؟
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱  

سنگ اندازی دشمنان ملت ایران و ماجرای دشمنی و ایجاد مشکل بر سر راه انقلاب اسلامی ایران، قصه دیرینه ای است که به صورت سریالی ادامه دارد و هر روز به شکلی انجام می شود. اگر از اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا به حال مروری بر تحولات انقلاب و مشکلات پیش روی آن داشته باشیم به لیست بلندی از این عداوت ها می رسیم که نشانگر عمق کینه آنها نسبت به این نظام الهی و مردمی است؛
ترتیب دادن چندین کودتا، مسئله تحریک قومیت ها و شورش علیه نظام نوپای اسلامی، جاسوسی از طریق امکانات و ظرفیت های دیپلماتیک و سفارتخانه ها، تحریک رژیم بعثی عراق و پشتیبانی از آن در یک جنگ تحمیلی و نابرابر به مدت هشت سال، بلوکه و مسدودکردن حساب ها و دارایی هایی که متعلق به ملت ایران است، ماجرای گوادلوپ1و2، دادگاه «میکونوس»، تحریک و تشویق امارات برای ادعا در مورد مالکیت جزایر سه گانه ایرانی، اتهام کمک و پشتیبانی از طالبان و القاعده به ایران، طراحی و سازماندهی آشوب ها و کودتای مخملی و انقلاب رنگی در ایران (سال های 87 و88)، حمایت از آشوبگران و مخالفان جمهوری اسلامی ایران، تحریم مقامات لشکری و کشوری جمهوری اسلامی ایران پس از ناکامی فتنه88 (لیست32نفره)، اختصاص بودجه های کلان برای براندازی و تغییر نظام سیاسی ایران در کنگره آمریکا، جنجال در مورد برنامه صلح آمیز هسته ای ایران و خارج کردن روند آن از مسیر حقوقی و فنی به مسیر سیاسی و امنیتی، طراحی و اجرای ترور دانشمندان هسته ای، علوم بنیادی و استراتژیک ایران، حمایت مالی و سیاسی از منافقین و استفاده ابزاری از آنها در مقابله با ایران (جاسوسی و ترور)، اعلام و اعمال تحریم های گسترده به بهانه برنامه هسته ای ایران، تحریم اشخاص حقیقی و حقوقی در رابطه با پرونده هسته ای، تلاش برای اخلال در سیستم های فنی هسته ای ایران (ویروس استاکس نت)، ایران هراسی و امنیتی کردن فضای منطقه با تهدید نشان دادن جمهوری اسلامی ایران، گرفتن انگشت اتهام به طرف ایران و دادن نسبت دخالت در امور کشورهای دیگر! و ...
این ها گوشه ای از سوابق و پرونده های سیاه دشمنان انقلاب اسلامی ایران از جمله شیطان بزرگ، آمریکاست که با استفاده و همراهی ناتوی نظامی و فرهنگی و به راه انداختن جنگ سخت(هشت ساله)، جنگ نیمه سخت (تحریم ها و محدودیت ها) و جنگ نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران (راه اندازی شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای)، به دنبال دستیابی به اهداف شوم و پلید خود بوده است.
پس از این که توطئه «انحراف برنامه هسته ای ایران» به نتیجه نرسید و جمهوری اسلامی ایران از حقوق حقه خود دفاع و با تمام قدرت نقشه های دشمنان را نقش بر آب کرد و آن را به مسیر فنی و حقوقی آن بازگرداند، توطئه دیگری در قالب «فتنه» علیه نظام جمهوری اسلامی اجرا شد که مانند «جنگ احزاب»، تمام دشمنان جمهوری اسلامی ایران در جبهه مقابل نظام قرار گرفتند (تمام کفر در برابر تمام اسلام)، به طوری که در داخل نظام برای عده ای خواص بی بصیرت تشخیص دوست و دشمن مشکل شد. اکنون که پس از دو سال که نقشه دشمنان خارجی و پیاده نظام آنها در داخل، به همت پیروی از رهنمودهای مقام عظمای ولایت و جانفشانی مردم ولایتمدار خنثی شده است، دشمنان کور این نظام الهی جبهه دیگری را گشوده اند.
موضوع «حقوق بشر در ایران»، پروژه جدیدی است که مثلث صهیونیسم، کشورهای غربی و ضد انقلاب در چند ماه اخیر آن را کلید زده اند. تشکیل شورای حقوق بشر و تعیین گزارشگر ویژه برای ایران و مقدمه سازی برای ارسال آن به تهران از جمله طرح های مشترکی بود که توسط ضد انقلاب ناکام فتنه88 و تلاش های مذبوحانه ایالات متحده انجام گرفت. در راستای این پروژه، شورای حقوق بشر در آخرین روز از اجلاس هفدهم خود، «احمد شهید» وزیر امورخارجه سابق مالدیو را به عنوان گزارشگر ویژه «وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران» منصوب کرد.



 
 
 

مترجم سایت

http://persianblog.ir/

ابزار آپلود





Powered by WebGozar